چرا شوهر دلیر حضرت زهرا (س) از وی دفاع نکرد؟

اگرحضرت زهرا(سلام الله علیها) به وسیله خلفا مورد ستم قرار گرفته، چرا شوهر دلیر او از وی دفاع نکرد؟

پاسخ:

اساس سؤال بر این است که دفاع نکردن امام را یک اصل مسلم گرفته، در حالی که دلیلی بر این مطلب نیست.

علی در حد وظیفه شرعی از حریم عصمت خود دفاع کرده است، ولی دفاع در آن روز به صورت جنگ و خونریزی مصلحت اسلام نبود و اگر شمشیر میکشید و بنی هاشم و گروهی از صحابه که پای بند به بیعت علی در غدیر خم بودند، یک طرف، و هواداران خلافت طرف دیگر، در این صورت مسلمانان به دو گروه تقسیم میشدند، و اصل سفره اسلام برچیده میشد اتفاقاً منافقان در لباس دلسوزی سراغ علی آمدند و به او گفتند«یا أبالحسن أبسط یدک حتی أبایعک» «دست را دراز کن تا با تو بیعت کنیم» گویندۀ این سخن ابوسفیان دشمن دیرینۀ اسلام است.


برای مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

شعردر مدح حضرت عباس علیه السلام

ای خداوند ادب، بنده ی عشق     

کشته مهر و وفا، زنده عشق

ادب و عشق و وفا، مرهونت

همت و جود و سخا، مدیونت

شرف و غیرت و مهر و احساس

جاودانی زتو باشد- عباس (ع) 

پیش سرو قدت، از خجلت خویش

سرو افراخته قد- سر در پیش

نخل جودی تو و- احسان، ثمرت 

صد چو حاتم- چو گدایان به درت

پسر شیر دل شیر خدای 

شاه بیت غزل عشق و وفای

سرمه ی چشم ملک، خاک رهت 

مشتری، مهر- به چهر چو مهت 

بسکه ماه رخ تو دل می برد 

دل زدیوانه و عاقل می برد 

عاشقان ریزه خور خوان تواند

جمله طفلان دبستان تواند

عقل- مبهوت وفاداری تست

عشق، حیران فداکاری تست

مشعل عشق، تو افروخته ای

شمع را سوختن آموخته ای

جز تو ای باخته سر در ره عشق

کیست؟ استاد به دانشگه عشق

گر چه خود مایه فخر بشرست

علی از چون تو پسر مفتخر ست

فاطمه، کش ز خدا باد سلام

در صف حشر چو بگذارد گام

همرهش- دست تو را می آرد

تا که بار گنهان بردارد

ای دل خلق خدا پا بستت

بوسه زن، دست خدا بر دستت

ما همه دست به دامان توایم

میزبان غم و مهمان توایم

علی انسانی

در مدح حضرت عبدالعظیم علیه السلام

ای بلندای عشق قامت تو

ای سلام خدا به ساحت تو

خاک بوس سیادت تو زمین

جایگاهت ولی به عرش برین

آسمانی ترین مسافر  خاک

قدرو شان تو کی شود ادراک


برای مشاهده ادامه شعر کلیک کنید

ادامه نوشته

دو رباعی در مدح حضرت علی علیه السلام-ثابت


زهرا به صد افتخار می گفت علی

عباس به کارزار می گفت علی

   تا بر سر دشمنت فرو می آمد

در دست تو ذوالفقار می گفت علی

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان
در جنگ ز هیبت تو می ماند عدو

تنها به فرار اسب میراند عدو

در دست تو ذوالفقار را تا می دید

از بهر خودش فاتحه می خواند عدو

 

السلام علیکم یا ائمه بقیع علیهم السلام

سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

نه قبله در تو که قبله نماست در تو بقیع
نه کعبه کعبه اهل ولاست در تو بقیع

هزار مرتبه برتر از عرش حق هستی
نیاز خانه اهل سماء است در تو بقیع

سکوت محض تو در اوج غربت تاریخ
نماد ناله قلب خداست در تو بقیع

همین که بی حرم و گنبدی و گلدسته
نشان از واقعه ای غم فزاست در تو بقیع

به هر دو عالم اگر فخر می کنی چه عجب
هزار مادر شاه وفاست در تو بقیع

به اشک نم نم خود زائرت سحر می گفت
شمیم علقمه و کربلاست در تو بقیع

اگرچه مهد ولایی به کربلا نرسی
کجاست سری ز تن خود جدا در تو بقیع

کنار تربت مادر به یاد کرب و بلا
صدای ناله مهدی رساست در تو بقیع

سید محمد میرهاشمی

آيا اميرمؤمنان (ع) در صلح حديبيه، با دستور رسول خدا (ص) مخالفت كرده است؟

طرح شبهه:

يكى از نويسندگان سنى در پاسخ به حديث قرطاس و مخالفت عمر بن الخطاب با دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله ادعا كرده است كه اگر عمر با دستور آن حضرت مخالفت كرده، على عليه السلام نيز در قضيه صلح حديبيه مخالفت كرده است.

در ذيل عين كلام ايشان را براى شما نقل مى‌كنم، اميدوارم كه پاسخ قانع كننده‌اى براى بنده ارسال فرماييد:

«هنگامى كه آن حضرت در صلح حديبيه صلح نامه نوشتند و در پايان آن، دستور دادند كه محمد رسول الله را بنويسد بعد از آن مشركين اعتراض كردند كه ما شما را رسول الله نمى دانيم، لذا رسول الله را حذف كنيد و تنها محمد بنويسيد، آن حضرت صلى الله عليه وسلم به حضرت على رضى الله عنه فرمودند: امح رسول الله (لفظ رسول الله را از پايان صلح نامه پاك كنيد) اما حضرت على رضى الله عنه در جواب ايشان فرمودند: والله لا امحوك ابداً قسم به خدا اسم شما را پاك نخواهم كرد (صحيح بخاري: 610/2).

ادامه نوشته

حسن جواهری-مدح حضرت علی علیه السلام

ای نام تو سر دفتر ارباب سخن

وی ذکر فضائلت چراغ انجمن

تا اینکه به ذوالفقار دو نیمش نکنی

خصم تو لباس هم در آورد ز تن

عدالت صحابه

عدالت صحابه
عدالت صحابه


 

نویسنده : احسان مهر کش
منبع : سایت راسخون
ادامه نوشته

یا امیرالمومنین علیه السلام ادرکنا

شعر آیینی رضیع الحسین

مرا به جرعه‌ای از یک نگاه مهمان کن
به این تسلی خوش، گاهگاه مهمان کن

اگرچه غرق گناهم ولی دلم پاک است
مرا به خاطر این بی‌گناه، مهمان کن

نخوانده آمده بودم کنار خاطر تو
مرا به خاطر این اشتباه مهمان کن

دوباره دست دعا جان‌پناه امنی ساخت
مرا به گوشه این جان ‌پناه مهمان کن

شنیده‌ام که کسی راز دل به چاه سپرد
مرا به جامی از آن آب چاه مهمان کن

محمد جواد محبت

قصیده در مدح امیرالمومنین علیه السلام

شعر آیینی رضیع الحسین علیه السلام


علی حقیقت اسلام و دین وایمان است

هرآنکه داشت تولای او مسلمان است

 

عبادت ثقلین بی ولایتش هیچ است

نماز دشمن او با زناش یکسان است

 

محب او به آتش تنش نمی سوزد

گرفتم اینکه محبش نا مسلمان است

 

تمام رزق خلائق از صغیر و کبیر

زه  سفره کرم او خرده ای نان است

 

عیان بود چو  کف دست  پیش چشم علی

هرآنچه در نظر خلق سر پنهان است

 

بگو به موسی عمران بگو به طور نجف

که در جمال علی نور حق نمایان است

 

به جنگ خیبر و احزاب و بدر عالم دید

علیست حیدر کرار و مرد میدان است

 

ندای من عرفش  را  به عرشه منبر

جوابگوی نبی و خدای منان است

 

خداست خالق عالم علیست دست خدا

نبی مدینه  علم و علی در آن است

 

پیمبری که دو عالم به جان او بسته است

هماره گفت که بر پیکرم علی جان است

 

هزار بار شکستی اگر که توبه بیا

علی مظهر عفو است  و  بحرغفران است

 

محب او نه فقط آدم است وجن و ملک

خدای عالی اعلی هم از محبان است

 

اگر ز کثرت عصیان شب است روز دلم

محبتش به دل من چو مهر تابان است

 

هزار مرتبه شکرت خدا که حیدریم

مرا به هر دو جهان بهترین عنوان است

 

بهشت من بود ایوان با صفای نجف

دگر مرا چه نیازی به باغ رضوان است

 

جهنم از قدم او بهشت می گردد

بهشت بی گل روی علی چو نیران است

 

به جن وانس و ملک گو که صفحه بشمارند

کتاب فضل علی را مگر که پایان است


به بارگاه تو نازم که بهر کسب مقام

چو خادم است مسیح و کلیم دربان است

 

محمد معارفوند

 

 

غزل در شهادت امیرالمومنین علیه السلام

شعر آیینی رضیع الحسین علیه السلام

من حیدرم که بار مصیبت کشیده ام

هرگز بدین زمانه خوشی را ندیده ام

غصه به دل زیاد و به جز چاه ای خدا

کس نیست با خبر ز دل داغدیده ام

 دادم سلام جای جواب سلام هم

زخم زبان و طعنه ز مردم شنیده ام

اندر کجاست فاطمه تا بیند همچو او

خم گشته سرو قامت دخت رشیده ام

بهر عیادت من مظلوم از جنان

آمد به خانه همسر قامت خمیده ام

گرچه عدو به کوفه مرا کشته است ولی

من کشته مدینه و داغ شهیده ام

من دست بسته بودم و با تازیانه اش

می زد عدو به همسر پیش دیده ام

او با لگد به در زد و زهرا به پشت در

با شاخه اش شکست ثمر نارسیده ام


غزل در شهادت امیرالمومنین علیه السلام

شعر آیینی رضیع الحسین علیه السلام


ای کوفه بشنو ناله و آه و نوای من 

خون گشته حاصل دل درد آشنای من


از درد و قصه های دلم نیست با خبر

کس غیر جاه کوفه  وغیر از خدای من


آن ضربتی که زد به فرقم عدو زکین

طاقت زتن ربوده وقوت ز پای من


تنها به مرگ درد علی می شود دوا

بیهوده آورید طبیب از برای من


از بعد فاطمه طلب مرگ کرده ام

صدشکر مستجاب شد آخر دعای من


بستند دستهای من و پیش من زدند

با تازیانه بر تن خیر النسای من