حمید رضا برقعی-امام هادی علیه السلام-مرثیه

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

 

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکماتِ کلماتِ تو مسلمانم کرد

 

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

 

کلماتی که پر از رایح? غار حراست

خط به خط جامعه آیین? قرآن خداست

 

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاس? ظرفیت من پر شده است

 

هم? عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

 

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانیِ دفتر دارم

 

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو 

 

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد

شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

 

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم

رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

 

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران!

دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران!

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست

کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران!

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود

یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران!

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم

مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران!

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد

ما که از نسل غدیریم، غدیر ای باران!

پسر حضرت دریا! دل ما را دریاب

ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران!

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن

تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران!

بگذارید کمی از غمتان بنویسم

دو سه خط روضه از این درد نهان بنویسم

گریه بر داغ شما عین ثواب است ثواب

بار دیگر پسر فاطمه و بزم شراب

مرحوم علامه-امام هادی علیه السلام-مدح

اى ماه، مستنير ز نور لقاى تو

خورشيد كسب فيض كند از ضياى تو

اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام

پيوسته فيض از سر خوان عطاى تو

اى جبرييل مير ملك پيك انبياء

خدمتگذار بر در دولتسراى تو

اى عاشر الائمه على النقى كه هست

چشم اميد خلق به مهر و وفاى تو

اى پور پاك معنى جود وكرم جواد

حاتم هزار بار خجل از ثناى تو

اى مظهر جلال و جمال خداى فرد

شد طوطياى چشم ملك خاك پاى تو

در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار

در دل هر آنكه داشت فروغ ولاى تو

خوفش ز آفتاب جز اين است بى سخن

در دهر هر كه زيست به تحت لواى تو

تا مدفن شريف تو شد سرّ من رأى

جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو

زد طعنه بر بهشت برين هر كسى كه ديد

آن گنبد منور و صحن وسراى تو

اى هادى هدايت دين مبين حق

اى آنكه مدح خوان تو باشد خداى تو

(علامه) با بضاعت فكرش كجا سزد

انشا كند چكامه مدح و ثناى تو

سید رضا موید-امام هادی علیه السلام-مدح

ای در سپهر مجد و شرف ، رويت آفتاب
در بزم ما بتاب و، رخ از دوستان متاب
از پا فتاده ايم، ز رحمت تو دست گير
ما را كه دل ز آتش داغت بود كباب
جمعيم ما و ليك پريشان به ياد تو
وزما شكسته تر دل زهرا و بوتراب
يا هادی المضلـّين ، كز مردم ضلال
جسمت در التهاب و روانت در التهاب
تو آفتاب عالمی و از افول تو
افتاده است در همه ذرات انقلاب
ای آيت توكل وآيه ی رضا
ديدی جنايت از متوكل تو بی حساب
گاهی دهد مكان تو در بركة السّباع
گاهی درون محبس دشمن به پيچ و تاب
تو زاده بزرگ جوانانی جنّتی
ای از ستم شهيد شده درگه شباب
آن شربتی كه داد به اجبار دشمنت
گويا شرنگ مرگ بــُد و آتش مذاب
كاتش به جسم و جان تو پروانه سان فتاد
وز سوز زهر جسم تو چون شمع گشت آب
ای بردرت نثار درود ملائـــكه
امروز بر سلام "مــؤيد" بده جواب

سید رضا موید-امام هادی علیه السلام-مدح

لطف امام هادى و نور ولايتش
ما را اسير كرده به دام محبتش
بر لطف بى كرانه اوبسته ‏ايم دل
امشب كه جلوه گر شد خورشيد طلعتش
منت خداى را كه به ما كرده مرحمت
توفيق برگزارى جشن ولادتش
تبريك باد بانوى كبرى سمانه را
كين غنچه بر دميد ز گلزار عصمتش
ماه تمام و نيمه ذى حجه مطلعش
خير كثير وكوثر قرآن بشارتش
اين است آن امام كه تقدير ايزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش
اين است آن امام كه ذرات كائنات
اقرار كرده‏ اند به جود و كرامتش
اين است آن امام كه در بركة السّباع
شيران شوند رام و گذارند حرمتش
اين است آن امام كه از نقش پرده هم
ايجاد شير زنده كند حكم قدرتش
اين است آن امام كه دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش
سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هيبتش
آن سومين ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على ديگر باشدعبادتش
افزون زريگهاى بيابان عطاى او
بيش از ستاره ‏هاى درخشان فضيلتش
مائيم و دست و دامن آن حجت خدا
چون نااميد كس نشود از عنايتش
گرديده‏ ايم جمع به ذيل لواى او
افكنده‏ ايم دست به دامان رحمتش
از آستان قدس رضا هديه مى‏ كنيم
آه دلى به غربت و اشكى به تربتش
يارب بحق فاطمه با فتح كربلا
بگشا بروى ما همه راه زيارتش
از لطف آن امام (مؤيد) مؤيد است
كو رانشان خدمت آل محمد است

محمد سعید میرزایی-امام هادی علیه السلام-مدح

هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
فیض مدام، سلسلۀ نورِ دائمی
پور جواد ابن رضا سبط کاظمی
در شأنت این بس است که جد شما رضاست
در فضلت این بس است که تو جدّ قائمی
تا پایۀ امامت و دین از تو قائم است
خود عرش فضل را به خدا از قوائمی
اینگونه گفت وصف تو را هر که با تو بود
هر شام در صلاتی و هر روز صائمی
یا حجّۀ الوفیّ، صفی هادی ای امام
ای حضرت کریم که عین المکارمی
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
مهر دهم! حقیقت کامل، امام من!
آیینۀ جمیع فضائل، امام من!
لرزانده دستگاه خلافت شکوه تو!
خاک از توکلّت «متوکل» امام من
چاره ندید خصم مگر آنکه همچو باب
بر تو خوراند زهر هلاهل امام من
لحظه به لحظه جان به تو مشتاق، هادیا!
لحظه به لحظه دل به تو مایل، امام من
ای که هنوز حلقۀ در را نکوفته
لطف تو داده حاجت سائل، امام من
نامت گره‌گشای تمامی مشکلات
لطفت کلید حل مسائل امام من
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام
!زین العباد، ثانی سجّاد، یا علی
!نور تو بر جواد، خدا داد، یا علی
"تنها نه باب تو که به فردوس، فاطمه
!از خندۀ تو گشت دلش شاد، یا علی
!روشن به روی گندمی‌ات شد دل جواد
!وقتی «سمانه» چو تو سمن زاد، یا علی
چون باب شهر علم نبی بود، جدّ تو
!شد ملک علم و دین ز تو آباد، یا علی
در پای تو گریسته وحش درنده هم
!ای بستۀ ولای تو آزاد، یا علی
!تاریخ، ای حقیقت بیدار، چون علی
!هرگز تو را نمی‌برد از یاد، یا علی
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علی‌النقی، سلام

غلام رضا سازگار-امام هادی علیه السلام-مدح و میلاد

الا ولایت تـو خلق را تمام هدایت
بـه جمله جملۀ گفتار تو پیام هدایت
ائمه‌اند هدایتگر و تـو در همه هادی
از آن بلند زنام تـو گشته نام هدایت
تو چارمین علی استی و زاده سه محمّد
تویی تو هادی و بر حضرتت سلام هدایت
کلام تو همه نور است، همچو آیۀ قرآن
دعای جامعه‌ات تـا ابـد نظام هدایت
محمد ابن علی در تو دید روی علی را
که خورده است به نورت گره، زمام هدایت
هدایت است همه شیوۀ خدا و تو هادی
تو را رواست ز سوی خدا مقام هدایت
سلام بر تو و بر نام و کنیه و نسب تو
ابا الحسن، اب و اُمَّم فدای اُمّ و اب تو

ادامه نوشته

غلام رضا سازگار-امام هادی علیه السلام- میلاد و مدح

الا مــاه رجــب تابنــده مـاه دیگرت آمد
چـراغ دلفــروز تــا ابــد روشنگـرت آمد
در آغوش سحر خورشید گردون‌پرورت آمد
مه و مهر و فلک را کن نثارش، اخترت آمد
فروغ حسن‌غیب است این‌که امشب در فضاداری
تو در دامن علـی بـن جـواد بن رضا داری
زهی این گل که آغوش خداوند است گلزارش
سـلام الله دائــم بـر قـد و بـالا و رخسارش
کلاف جان به کف، صد یوسف مصری به بازارش
جواد ابن رضا چشم و دلت روشن به دیدارش
به مـرآت جمــال بـی‌مثالش ده ولی را بین
در این آیینه امشب هم‌ محمّد هم علی را بین
جمـالش از جمال کبریـا دارد حکایت‌ها
کمـالش از کمــال انبیــا دارد روایت‌ها
عیان در مصحف روی منیرش کل آیت‌ها
هدایت گشته در خط تولایش هدایت‌ها
حکایت از حـسن دارد جمال نازنین او
همانا نور مهدی می‌درخشد از جبین او
تعالی‌الله تعالی‌الله از این حسن خدادادی
که‌ برهردل‌دهد با یاد رویش یک‌جهان شادی
حقیقت یافته در خط نورش خط آزادی
میان چارده هادی شده مشهور بر هادی
جهان غرق تجلایش زمان مهد تولایش
علی نام دل‌آرایش، محمّد محو سیمایش

ادامه نوشته

سید رضا موید-امام هادی علیه السلام-مدح

آن نازنين كه وصف جمالش خدا كند
امشب خدا كند كه نگاهى به ما كند
آن دلنواز از دل و از جان عزيزتر
باشد كه درد جان و دل ما دوا كند
آن بى نياز از همه غير خدا خوش است
ما را گره ز كار فرو بسته وا كند
آن محو ذات خالق و بى اعتنا به خلق
شايد بما شكسته دلان اعتنا كند
آن چشمه دعا كه دعا مستجاب از اوست
چون مى‏ شود به حالت ما هم دعا كند
پيوند خورده زندگى ما به مهر او
اين رشته را كس نتواند جدا كند
عالم به خوان رحمت او ميهمان ولى
يك تن نشد كه حق نمك را ادا كند
خواهد كند ثناى كسى را اگر كسى
بهتر همين كه مدحت ابن الرضا كند
ابن الرضاى دوم و چارم ابوالحسن
كه امشب جهان را ز رخش با صفا كند
چارم على ز عترت و نور دل جواد
كو چون جواد لطف نمايد عطا كند
گويى على به روى محمد كند نگاه
چون اين پسر بروى پدر ديده وا كند
هادى دهم امام كه در روزگار خويش
جابر سرير معدلت مرتضى كند

ادامه نوشته

مسعود اصلانی-امام هادی علیه السلام-مدح وتوسل

بال كسي به اوج هوايت نمي رسد

حتي ملك به گرد دعايت نمي رسد

دسـتان آسمان به بلنـداي آسمان

بر خاك ريشه هاي عبايت نمي رسد

آقا بدون نور تو حتي فرشته هم

گمراه مي شود ؛ به هـدايت نمي رسد

تو چهارمين علي سرير ولايتي

درك زمين به فهم ولايت نمي رسد

فخر گدايي سر كويت همين بس است

صد پادشاه هم به گدايت نمي رسد

ما را غلام حضرت هادی نوشته اند

دیوانگان غیر ارادی نوشته اند
ادامه نوشته

احسان محسنی فر-امام هادی علیه السلام-مدح و توسل

به یمن تو گدای اهل بیتم

گدای هل اتای اهل بیتم

به لطف آستان مستجابت

مسلمان دعای اهل بیتم

به نام تو پس از عمری غریبی

غلام آشنای اهل بیتم

زیارت جامعه خواندی و حالا

سگ کهف الورای اهل بیتم

به احسان هدایت کردن توست

اگر تحت لوای اهل بیتم

اگر چه کربلایی هستم اما

گدای سامرای اهل بیتم

ولی کبریا جانم فدایت

امام سامرا جانم فدایت

ادامه نوشته

یوسف رحیمی-امام هادی علیه السلام-مدح وتوسل

از ابتدا گِل من را خدا مطهر کرد

و بعد عشق تو را در دلم مقدر کرد

به نور ناب نگاه چهارده خورشید

وجود و فطرت و ذات مرا منور کرد

زلال ناب ولایت به جان من نوشاند

سپس تمام دلم را به نام حیدر کرد

به فضل و رحمت زهرا سرشت قلبم را

زلال اشک مرا از تبار کوثر کرد

سپس کمی نمک روضه در وجودم ریخت

به عطر سیب حسینی مرا معطر کرد

مرا اسیر غزل های چشم تو می خواست

نگاه روشنتان را کُمیت پرور کرد

چگونه می شود الطاف بی کران تو را

چگونه می شود ای با شکوه باور کرد

خدا اراده نموده که شاعرت باشم

همیشه هر سحر جمعه زائرت باشم

به غیر وادی عشق تو نیست وادی ما

ولایت تو مبانی اعتقادی ما

شکوه بی حد تفسیر شیعه برکت توست

رهین محضر تو فقه اجتهادی ما

میان چشم تو آیات فتح را دیدیم

خروش تو شده روحیهٔ جهادی ما

و آیه آیه قنوتت ترنم ملکوت

خلوص سجدهٔ تو مسلک عبادی ما

همیشه نور هدایت چراغ محفل ماست

به لطف این که تو هستی امام هادی ما

اگر کم از جلوات جلالی ات گفتیم

بذار این همه را پای کم سوادی ما

شدیم مثل گدایان سامرائی تو

مگیر خرده بر این خواهش زیادی ما

چه می شود که گدایِ گدای تو باشیم

چه می شود بپذیری فدای تو باشیم

ادامه نوشته

علی اکبر لطیفیان-امام هادی علیه السلام-مدح

آستان خدا کمال شما

هفت پرواز زیر بال شما

با شما می شود به قرب رسید

ای وصال خدا وصال شما

گاه با آدم و گهی با نوح

بی زمان است سن و سال شما

مثل جبرئیل می شود بالم

با همین غوره های های کال شما

روزگاری است در پی دلم آید

گرچه نا قابل است مال شما

بال ما را به آسمان ببرید

تا خداوند لا مکان ببرید

هر کسی تو را سلام کند

به مقام تو احترام کند

کاش در صحن سامرات خدا

تا قیامت مرا غلام کند

پر و بال کبوترانه ی من

در حریم تو میل دام کند

هر که بی توست واجب است به خود

خواب احرام را حرام کند

بر دلم واجب است بعد طواف

عرض دین محضر امام کند

نیمه ی ماه حج که شد باید

شیعه در محضر شما آید

ادامه نوشته

ژولیده نیشابوری-امام هادی علیه السلام-مدح

كيستم من شاهكار ملك ذات كبريايم
دهمين مسند نشين از بعد ختم الانبيايم
گوهرى ارزنده از گنجينه ‏ى جود جوادم
نهمين فرزند دلبند على مرتضايم
مصرعى از شعر ناب عصمت كبراى حقم
هشتمين پرورده‏ ى ايمان و صبر مجتبايم
پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى
هفتمين سنگر نشين نهضت خون خدايم
دُرّ عبادت فارغ التحصيل درس عابدينم
ششمين زينت فزا از بهر محراب دعايم
در نايابى ز بحر دانش بحراالعلومم
پنجمين گنجينه‏ ى اسرار كل ماسوايم
صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم
چارمين استاد دانشگاه تكوين ولايم
وارث موسى بن جعفر در مسير پايدارى
سومين نور دل آن پيشواى مقتدايم
محور چرخ زمانم، حجت روى زمينم
دومين گل از گلستان على موسى الرضايم
در مسير حق پرستى بعد آباء گرامم
اولين هادى خلق بعد از مصباح الهدايم
در شجاعت بى قرينم، در سخاوت بى نظيرم
حق پرستان را حبيبم، دردمندان را دوايم
من وصيم، من وليم، من نقيم، من سخيم
زانكه همنام على معنىِ، هاى هل اياتم
آيه‏ ى تطهير را مصداق و از امر الهى
آيه‏ اى از شاخصار نصِ نون انمايم
غم مخور (ژوليده) فردا پاى ميزان عدالت
شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزايم

غلامرضا آذر مشهدى-امام هادی علیه السلام-مدح

خوش آن دل كز ازل دارد ولاى حضرت هادى
خوش آن سر كو بسايد رخ به پاى حضرت هادى
دلا گر رستگارى خواهى ازحول صف محشر
نما از حق طلب ظلّ لواى حضرت هادى
بجو از حق ولايش را همى جود و عطايش را
صفاده گنج دل را از صفاى حضرت هادى
ببر نام گراميش كه باشد حل هر مشكل
بكوب از جان در دولتسراى حضرت هادى
به هر دردى دوا نامش كه در بازار حق عامش
شفا بخش امم دارالشفاى حضرت هادى
نبى اصل و على اسمى كه جان عالمش قربان
كه شد ايجاد دو عالم براى حضرت هادى
على بن محمد هادى دين حجت عاشر
كه عاجز نطق قاصر در ثناى حضرت هادى
چگونه مدح شاهى را توان گفتن كه مداحش
بود همواره در قرآن خداى حضرت هادى
عبادت را بود شرح قبولى دوستى او
قبول افتد اگر باشد رضاى حضرت هادى
بود جشن جنان محض و بغضش آتش نيران
بود غلمان غلام آشناى حضرت هادى

غلام رضا سازگار-امام هادی علیه السلام- میلاد و مدح

خیزید و ببینید تجلای خدا را

در بیت ولا مشعل انوار هدا را

آن عبد خدا وجهۀ معبودنما را

رخسار علی ابن جواد ابن رضا را

در نیمـه ذیحجـه نـدا داد منـادی

تبریک که آمد به جهان حضرت هادی

پیچیده در امواج فضا بوی محمد

گویند خلایق سخن از خوی محمد

بینید عیان طلعت دلجوی محمد

در آینۀ روی علی روی محمد

الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد

بـر ابـن رضا، ابن رضای دگر آمد

دل خانه و چشم همه فرش قدم او

لبریز شده ظرف وجود از کرم او

آورده حرم سجده به خاک حرم او

صد حاتم طایی است گدای درم او

از پارۀ دل در قدمش گل بفشانید

عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید

ای طلعت زیبای تو خورشید هدایت

ای گوهر رخشندۀ نه بحر ولایت

ذات ازلی را  ز ازل دست عنایت

فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت

بـودنـد امامان همـه هادی ره نـور

بین همه نام تو به هادی شده مشهور

ادامه نوشته

علامه مازندرانی-امام هادی علیه السلام-مدح

اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو
خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو
اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام
پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو
اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء
خدمتگذار بر در دولت‌سراى تو
اى عاشر الائمه على النقى كه هست
چشم امید خلق به مهر و وفاى تو
اى پور پاك معنى جود و كرم جواد
حاتم هزار بار خجل از ثناى تو
اى مظهر جلال و جمال خداى فرد
شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو
در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار
در دل هر آن كه داشت فروغ ولاى تو
خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن
در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو
تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى
جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو
زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید
آن گنبد منور و صحن و سراى تو
اى هادى هدایت دین مبین حق
اى آن كه مدح خوان تو باشد خداى تو
"
علامه" با بضاعت فكرش كجا سزد
انشا كند چكامه مدح و ثناى تو

غلام رضا سازگار-امام هادی علیه السلام- میلاد

الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی
الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی
الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی
الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی
تویی به ملک الهی امام حضرت هادی
وصی حضرت خیرالانام حضرت هادی
حساب فضل تو بیرون بود ز حد و شماره
ولادتت به جهان داد آبروی دوباره
سزد که چرخ فشاند به پات ماه و ستاره
کند به خاک درت سجده آفتاب هماره
اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره
فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی
تو جد مهدی و باب حسن ، عزیز جوادی
ولی کل خلایق امام کل عبادی
نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهادی
پناه خلقت و نور الفؤاد و باب مرادی
تو هادی ملک و جن و انس و رکن بلادی
به یمن توست فلک را نظام حضرت هادی

ادامه نوشته