محسن عرب خالقی-حضرت زینب سلام الله علیها-اسارت

ای آنکه نیست غیر خدا خونبهای تو

خون سر شکسته ی من رونمای تو


زینب سرش شکسته ولی سر شکسته نیست

سر خم نکرده پیش کسی جز خدای تو


قرآن بخوان اگرچه تو را سنگ می زنند

دین خدا نفس بکشد با صدای تو



زینب نفس نمی کشد ای نفس نطمئن

یک لحظه در هوای کسی جز هوای تو


تو سربلند بر سر نیزه بخوان، بدان

زینب هم ایستاده بمیرد برای تو


من پای نی، تو بر سر نی، گریه می کنیم

تو مبتلای عشقی و من مبتلای تو

قتلگاه-زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها-نوحه


قتلگه را به اشك شستشو مي كنم

در يم خون تو را جستجو مي كنم

يا حسين يا حسين

*****

نيزه ها يك طرف سنگها يك طرف


من گلي گم شده دادم اينجا ز كف

يا حسين يا حسين

*****

ساربان ساربان ناقه ها را مران

يا مرا واگذار يا در اينجا بمان

يا حسين يا حسين


*****

خيز و با قاتلت برگو اي ماه من

تو مرا كشته اي دخترم را مزن

يا حسين يا حسين

*****

اي گل داغت از دل جوانه زده

كي پدر كشته را تازيانه زده؟

يا حسين يا حسين

*****

آه من بر فلك ماه من روي خاك

بوسه مي گيرم از حنجر چاك چاك

يا حسين يا حسين

*****

كربلا را ز اشك غرقه خون مي كنم

گيسو از خون تو لاله گون مي كنم

يا حسين يا حسين

*****

قاسم نعمتی-حضرت زینب-روز عاشورا

چگونه صبر کنم رفتن تو را بینم

نوای واعطشا گفتن تو را بینم


در این طرف تو صدا می زنی «انا المظلوم»

جواب...هلهلهٔ دشمن تو را بینم


بپوش زیر زره دست دوز مادر را

مباد لحظه ای عریان تن تو را بینم


چگونه معجر خود را به سر نگه دارم

چگونه لحظه جان دادن تو را بینم


کویر و این همه لاله حسین خیز و ببین

میان دشت فقط گلشن تو را بینم


شود به سمّ ستوران تن تو حلاجی

میان گرد و غبار، خرمن تو را بینم


چگونه حفظ کنم چادرم که در مقتل

به دست چند نفر جوشن تو را بینم


حضرت زینب سلام الله علیها-وداع-نوحه

كربلا شده دشت خون يارب ، مي كند وداع با حسين زينب

مي رود حسين سوي قربانگاه ، وامحمدا يا رسول ا...

*****

زينب آمده روبروي او ، بوسه مي زند بر گلوي او

خون فشان بود چشم آل ا... ، وامحمدا يا رسول ا...

*****

مهلا اي حسين قدري آهسته ، چون سكينه ات ره به تو بسته

كن نظاره اين سوز آهش را ، غرقه بوسه كن روي ماهش را

اشك او شده بر تو سد راه ، وامحمدا يا رسول ا...
*****

لحظه اي مرو به سوي ميدان ، گيرم اي حسين بر سرت قرآن

جان خواهرت ميرسد بر لب ، بي تو يا اخا چه كند زينب

اين دل من و موج اشك و آه ، وامحمدا يا رسول ا...
*****

اين وصيت مادرت باشد ، كهنه پيرهن در برت باشد

بلكه اندر اين دشت پر وحشت ، پيراهن تو نشود غارت

اي امير زهرا سلام ا... ، وامحمدا يا رسول ا...

*****

مهلا اي جگر گوشه ي زهرا ، آهسته برو سوي اين صحرا

تا كني وداع به حرم برگرد ، بهر ديدن اصغرم برگرد

اي اميد زهرا سلام ا... ، وامحمدا يا رسول ا...

علی انسانی-گودال قتلگاه-زبان حال حضرت زینب سلام الله علیها

آمدم در قتلگه تا شاه را پیدا کنم

ماه را شرمنده از آن خلقت زیبا کنم


گشته از باد خزان پرپر همه گل های من

جستجو در بین این گل ها گل زهرا کنم


دید تا عریان میان آفتابش گفت کاش

خصم بگذارد بمانم سایبان بر پا کنم


گر به خون، قانون آزادی نوشتی در جهان

من هم او را با اسیری رفتنم امضا کنم


تا شود ثابت که حق جاوید و باطل فانی است

زین زمین تا شام غم برنامه ها اجرا کنم


تا یزید دون نگوید فتح کردم زین عمل

می روم تا آن جنایت پیشه را رسوا کنم


می کنم با خاک یکسان کاخ استبداد کن

تا دهان خود برای خطبه خواندن وا کنم


تا کنی سیراب نخل دین، تو دادی تشنه جان

من هم از اشک بصر این دشت را دریا کنم


کاش بگذارند عدوان کای عزیز فاطمه

در کنار پیکر صد پاره ات مأوا کنم


بر تنت جان برادر نی سر و نی پیرهن

دادخواهی تو نزد ایزد یکتا کنم


گفت «انسانی» چو من نومید از هر در شوم

روی حاجت را به سوی زینب کبری کنم

احمد بابایی-حضرت زینب سلام الله علیها-بی حرمتی به مضجع شرف ایشان

توهین به حریم دختر حیدر شد

بی دردی ما را سندی دیگر شد

ای لشگر صاحب الزمان برخیزید

انگار دوباره نوبت معجر شد !!!!!!

***

ای فاتح شام و کوفه ؛ آهت ؛ بی بی

ای دست خدا پشت و پناهت ؛ بی بی

با این همه شیعه ؛ شمر ؛ باز آمده است !!!

آتش بزند به خیمه گاهت بی بی ؟؟؟

***

با فتنه ی سلبی ؛ دل اثبات شکست

محراب صفات و منبر ذات شکست

بگذر ز جسارت کلامم اما

آقا !!! قرق عمه ی سادات شکست

***

گوساله چه داند ز کلیم ؛ ای مردم ؟

باید که بر سر ؛ خاک کنیم ای مردم

خیزید ! که بین خصم تنها ماندند !!!

یک عمه و یک طفل یتیم ؛ ای مردم !!!

***

تا کی خبر تلخ ؛ ز شامات آید ؟؟؟

تکفیر ؛ گره روی گره ؛ افزاید !!!

آه ای پسر فاطمه ! تا کی باید

گوئیم : "که این جمعه بیاید ؛ شاید" !!!

***

با خاطره ی روز دهم آمده بود

خمپاره به پابوسی خم آمده بود

میخانه ی معصومه چو دیدم ؛ گفتم :

ای کاش عقیله هم به قم آمده بود . . .

علی صالحی-حضرت زینی سلام الله علیها-مرثیه شهادت

اين مدتي که مي گذرد در عزاي تو

روزي نبوده اشک نريزم بپاي تو 

با ياد آخرين شب پيش تو بودنم

يک شب نبوده روضه نگيرم براي تو

يکسال و نيم شمع شدم سوختم حسين

يک سال و نيم آب شدم در ازاي تو 

اي کاش لحظه اي که رسد جان من به لب

بودم کنار قبر تو در کربلاي تو

اي کاش لحظه اي که مي آيي به ديدنم

از تن سرم بريده شود پيش پاي تو 

جان مي دهم به بستر مرگم در آفتاب

مثل تن به خاک بيابان رهاي تو

بر روي سينه پيرهنت را گرفته ام

تا اينکه باز زنده شود ماجراي تو 

گودال بود و ولوله ي نيزه دارها

گم بود بين هلهله هاشان صداي تو

گودال بود و پيرهن و نعل اسب ها

اي کاش بود خواهرت آنجا به جاي تو 

چيزي براي ما ز تو باقي نذاشتند

تقسيم شد عمامه و خود رداي تو

من بودم و نظاره ي تاراج خيمه ها

در دست باد روسري بچه هاي تو 

عباس چون نبود به سيلي سپرده شد

بوسه زدن به دخترک بينواي تو

جز آن شبي که دور شدم از تو در سفر

تو روي نيزه بودي و من پا به پاي تو 

بر دامنم نيامدي آن شب دگر گذشت

اما حسين، کنج تنور است جاي تو؟

يادم نرفته سنگ لب پشت بام بود

پاداش هر کسي که بپا کرد عزاي تو 

يادم نرفته وقت تلاوت نمودنت

شد خنده ها جواب صداي رساي تو

ما را مدام خارجي آنجا صدا زدند

اي غيرت خدا همه عالم فداي تو 

تا رفع اتهام کني از حريم خويش

با آيه هاي سرخ بر آمد نداي تو

اما يزيد حرف تو را زود قطع کرد

با خيزران مقابل طشت طلاي تو

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

ای مــادر پیـامبـران در مقــامِ صبر

تا حشر، صابـران جهـان را امـامِ صبر

از سن کودکـی سخنت نـوش فاطمه

مثـل حسـین، زینـت آغـوش فـاطمه

سـر تـا قـدم تمـام تجـلای حیدری

زیـن ابـی و زینـب کبــرای حیدری

بیـن دو آفتــاب ولایــت ستــاره‌ای

در چشـم اهـل‌بیت، حسین دوبـاره‌ای

در گفتن ثنای تو طول زمان کم است

بر چون تو شیر زن لقب قهرمان کم است

بایـد نمــاز، سجـده بـرد بر سجود تو

ای پنج‌تن خلاصه شـده در وجـود تو

وقتی که بر خطابه زبان بـاز مـی‌کنی

الحق که مثل فاطمه اعجـاز می‌کنی

وقـت خطابه نطق تو یادآور علی‌ست

در شهر کوفه محمل تو منبر علی‌ست

زهـراست کوثر نبـی و کوثرش تویی

شهر شهادت است حسین و درش تویی

روح الامیـن وحــی خـدا ساربـان تو

خورشیـد نـوک نیـزه شده سایبان تو

بیت‌الحـرام خـاص خــدا کعبـۀ دلت

گردد حسین بر سـر نـی دور محملت

وقتی تو را به حنجـر خونین نگاه بود

دانشگــه مقــاومتت قتلگــاه بــود  

می‌بود اگر به مقتل خون با تو همنشین

ایـوب هم بـه صبر تو می‌گفت آفرین!

کـردی نثـار خون خـدا اشک دیده را

دادی بـه مــا پیــام گلـوی بریـده را

گردیده بود مقتـل خون، حائر حسین

تـو زیـر تازیانه شـدی، زائـر حسین

بر جـای‌جـای تیر و سنان بوسه‌هـا زدی

با جد خـود رسـول خـدا هم‌سخـن شدی

ادامه نوشته

سید رضا موید-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

ای بتول علی نما زینب

دومین عصمت خدا زینب

جامع افتخار آل الله

مرکز اقتدار ها زینب

هر چه خوبی که آفریده خدا

همه حاصل بود تو را زینب

علی دیگر و حسین دگر

آفرید از تو کبریا زینب

حق اُخت الحسین بودن را

خوب آورده ای به  جا زینب

نهضتی کز حسین شد آغاز

تو رساندی به انتها زینب

در رسانیدن پیام حسین

ای تو جبریل کربلا زینب

وارثان قیام عاشورا

همه گویند یک صدا زینب

عدد شصت و نه که هست یکی

در حساب حروف با زینب

زان سبب گفته اند هر کس را

حاجتی هست از تو یا زینب

شصت و نه سکه را به نام شما

به مساکین کند عطا زینب

تا که از پنجۀ خدایی تو

حاجت او شود روا زینب

ای شهادت به صبر تو مدیون

مرد میدان هر بلا زینب

یک زن و اینهمه جوان مردی

مرحبا بر تو مرحبا زینب

نهضت سرخ کربلا چون هست

حاصل رنج انبیا زینب  

ز آنچه کردی که تا بجا ماند

نهضت سرخ کربلا زینب

از تو  و صبر تو سپاسگذار

انبیایند و اولیاء زینب

کعبۀ نهضت حسینی را

مروه عباس و تو صفا زینب

یاد روزی که گرد کعبۀ عشق

داشتی حجه النساء زینب

بود قربانیت دو فرزندت

که در آن عرصه شد فدا زینب

ادامه نوشته

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است

آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است

ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار

این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان

تا روز حشر، موی پریشان زینب است

گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین

آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است

هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین

بر او کرم کنید که مهمان زینب است

سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل

تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است

آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد

زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است

بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین

هر روز صبح، شام غریبان زینب است

وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"

دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است

وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد

دیدم حسین، دست به دامان زینب است

یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده

بر نیزه آفتاب درخشان زینب است

مه بـر فراز چرخ چراغ خرابـه‌ها

خورشید نوک نیزه ثناخوان زینب است

روز جزا بـهانـۀ مـا از بـرای عـفو

خون حسین و دیدۀ گریان زینب است

تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را

"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است

رضا رسول زاده-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه

جان و دلم فدای تو ای دلبرم، حسین

دیگر رسیده است دم آخرم حسین

من رو به کربلای تو خوابیده ام اخا

دیدار من بیا، پسر مادرم حسین

چیزی نماند از تو بجز کهنه پیرهن

این یادگار توست کنون در برم حسین

یک سال و نیم رفته ز عمر و نمی شود

درد نبودنت بخدا باورم حسین

یک سال و نیم مثل رباب تو می زدم

بر صورتم، ز داغ علی اصغرم حسین

پیچیده است وقت اذان توی گوش من

" الله اکبر " علی اکبرم حسین

یادم نمی رود که صدای تو قطع شد

افتاد دلهره به میان حرم حسین

بالای تل دویدم و دیدم که، می خوری...

...شمشیر و نیزه، پیش دو چشم ترم حسین

چهره کبود بود شب غارت حرم

هر دختری که بود به دور و برم حسین

در کربلا زدند به پیشانی تو سنگ

در شام سنگ خورد همه پیکرم حسین

هر چه گذشت بین محل یهودیان

با خود به زیر خاک سیه می برم حسین ...

کاظم بهمنی-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

از تماس تازیانه هر تنی آزرده بود

صحنه را عباس اگر می دید بی شك مرده بود

تا غروبِ روز عاشورا خدا خود شاهد است

عمه ی سادات را كوچك كسی نشمرده بود

از همان ساعت كه سقا رفت سمت علقمه

حالِ زینب مثل زن های برادر مُرده بود

خواست در آغوش ِ خود گیرد حسینش را نشد

بس كه تیر و نیزه بر جسم حسینش خورده بود

فكر می كردند نفرین كرده در حالی كه او

دست هایش را برای شكر بالا برده بود

 

وحید قاسمی-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

ما ریزه خوار سفره ی احسان زینبیم
مدیون لطف و فضل ِ فراوان زینبیم
بال ملخ به شانه ی چشم فقیر ماست
عمریست مور مُلک سلیمان زینبیم
ما را پیام خطبه ی زینب نجات داد
شکر خدا که جمله مسلمان زینبیم
پیغمبرانه سینه زنان را بهشت برد
ما قوم دربه در شده، سلمان زینبیم
ما را غلام حلقه به گوشش نوشته اند
فرموده کردگار: «که از آن زینبیم »
ما مثل زلف نیزه نشینان قافله
از کربلا به کوفه پریشان زینیبم
جان می دهیم عاقبت از غصه اش که ما
کشتی شکست خورده ی طوفان زینبیم
در زیر کوه غم به خدا شکوه ای نکرد
حیران و مات ِ عصمت و ایمان زینبیم
با خیمه های سوخته معجر درست کرد
ممنون  ابتکار  درخشان  زینبیم

علی انسانی-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

تو کیستی که عقل مجنون توست
عشق به تو عاشق و مدیون توست
تویی جگرگوشه ی آل کسا
به درک تو فهم رسا، نارسا
چشم علی محو تماشای تو
به جای پای فاطمه پای تو
هیچ گلی ندیده خندیدنت
به غیر لحظه ی حسین دیدنت
دایه ی تو ز کودکی غم شده
قامت غم در غم تو خم شده
کتاب عشق و عقل تألیف توست
مُهر به لب، زبان ز توصیف توست
تو گردش ثبات اهل بیتی
تو مجمع صفات اهل بیتی
دفاع تو، صبر تو، احساس تو
حسین تو، حسن تو، عباس تو
تو برده ای فیض حضور همه
تو بوده ای سنگ صبور همه
روی تو حسرتِ دل آفتاب
موی تو شب ندیده حتّی به خواب
خاک رهت به عرش پهلو زده
پیش قدِ تو سرو زانو زده
نیست فلک به قدر، هم پایه ات
سایه ی تو ندیده همسایه ات
مدرسه ی تو دامن فاطمه
معلّمی ندیده و عالمه
امّ مصائب تو وزینِ ابی
عقیله ی هاشمیان زینبی
لبت یکی گوی و دو تا نگفته
هرچه شنیده جز خدا نگفته

ادامه نوشته

حبیب الله موحد-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

نور چشمان علی دلبند زهرا زینب است
عالمی سرگشته چون مجنون و لیلا زینب است
مظهر صبر و محبّت، معدن مهر و حیا
کوه عشق و استقامت قدرِ والا زینب است
زینت نام پدر چون مادرش امّ ابیه
یار و همسنگر برادر را به هر جا زینب است
ذوالفقار حیدری را در زبان دارد، یقین
آنکه می سازد عدو را سخت رسوا زینب است
در ره سرخ حسینی شهره ی آفاق اوست
زن مگو تنها یل وادیِ هیجا زینب است
کاروان عشق را مانند عباس دلیر
با علمداری کند در دهر برپا زینب است
آنکه شام و کوفه را با خطبه ویران می کند
با لسانی دلنشین بی ترس و پروا زینب است
با دو دست بسته همراه اسیران بلا
شاهد آیات قرآن روی نی ها زینب است
آنکه از هر بام و در سنگ جفایش می زنند
سینه می سازد سپر در نزد اعدا زینب است
چهره ی نیلی و پیکر همچنان مادر کبود
روضه خوان مجلس شام غم افزا زینب است
آنکه مویش شد سپید و قامتش همچون کمان
در میان دشت خون بر حفظ گلها زینب است
آنکه داغ شش برادر می کشد در نیم روز
باز اسب عشق می تازید تنها زینب است
روز محشر کز زمین یک نی بلند است آفتاب
آنکه درد بی کسان سازد مداوا زینب است
الغرض آنکس که فتح کربلا در دست اوست
می خروشد هر طرف مانند دریا زینب است
ضامن جنّت بود بر عاشقان کربلا
آنکه با دستش شود پرونده امضا زینب است

وحید قاسمی-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

در واژه های شعر تو دیدم وقار را

حُجب و حیایِ فاطمی این تبار را

با تیغ خطبه فاتح صفین كوفه ای

مولا سپرده دست شما ذوالفقار را

در اوج بیكران خودت مست می كِشی

هفتاد و دو ستاره ی دنباله دار را

درس حجاب می دهد این آستین شرم

معنا كنید روسری وصله دار را

با واژه های «هیزم» و «مسمار» و «شعله ها»

آتش زنید مستمع بی قرار را

خانم اگر اشاره به طشت طلا كنید

خون گریه می كنیم خزان تا بهار را

چشمت به غیر چشم حسینت ندیده است

دیدی كنار طشت، بساط قمار را

زینب كجا و مجلس نامحرمان كجا!

از دست داده ام به خدا اختیار را

این بوی سیب چیست؟ دوباره گرفته ای -

بر روی دست پیرهن شهریار را

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه/نوحه

یا حسین بـا پاره‌پاره پیکـرت

خیز و استقبال کن از خواهرت

 

صبح محشر امشب است              یا عزای زینب است؟

 

****

تسلیت یاحضرت خیرالبشر

داغ زهـرا تـازه شد بار دگر

 

صبح محشر امشب است              یا عزای زینب است؟

 

****

دخت زهرا شـد خموش از زمزمه

گشته امشب میهمان فاطمه

 

صبح محشر امشب است              یا عزای زینب است؟


****

شیعیان! وقـت عـزاداری شده

اشک زین‌العابدین جاری شده


صبح محشر امشب است              یا عزای زینب است؟


***********

خون دل جاری کنید از هر دو عین

قاتل زینب بـود داغ حسین

 

صبح محشر امشب است                یا عزای زینب است؟

****

شیعیان! تکرار عاشورا شده

یا عـزای زینب کبـرا شده؟

 

صبح محشر امشب است     یا عزای زینب است؟

 

****

اشک ثـارالله وقف دامنش

مانده جای تازیانه بر تنش


صبح محشر امشب است                یا عزای زینب است؟

 

...-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه/موحه

منم که عمری، ز باغ شادی، گلی نچیدم
نشانه دارم، به تار تار موی سفیدم
ز غم خمیدم شادی ندیدم
منم که باد، خزان گرفته، گلان باغم
ز کینه بوده، همیشه داغی، به روی داغم
ز غم خمیدم شادی ندیدم
منم که با داغ و درد و ماتم، گِلَم عجین شد
به کوچه دیدم، که مادر من، نقش زمین شد
ز غم خمیدم شادی ندیدم

 

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

ای تمام علی تمام حسین
معنی کامل قیام حسین
اقتدار تو اقتدار حسین
احترام تو احترام حسین
بر تو و عزم و صبر و همّت تو
از زبان همه سلام حسین
در سکوتت صدای قلب علی
در صدای تو انتقام حسین
نصف جام بلا به کام تو ریخت
نیمة دیگرش به کام حسین
قبر تو کعبة حسینیون
قلب تو مسجدالحرام حسین
تو رساندی ز دشت کرب و بلا
به زمین و زمان پیام حسین
چون دلت در بلا شکیبا بود
هر چه چشم تو دید زیبا بود
جوشش وحی در سخن داری
شرف و قدر پنج تن داری
شک ندارم مقام عصمت را
ارث از مام خویشتن داری
شک ندارم که خون پاک خداست
خون پاکی که در بدن داری
آنچه مادر نشانه بر تن داشت
همه را زیر پیرهن داری
خلق و خوی و خصال پیغمبر
اقتدار ابوالحسن داری
سروِ قامت بلند زهرایی
از تن عاشقان چمن داری
ذوالفقار علی بود به نیام
آن زبانی که در دهن داری
کوفه لبریز سوز سینة تو
شام شد مسجد مدینة تو


 
ادامه نوشته

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه/نوحه

امشب زینب شود مهمان مادر
بر استقبال او آید برادر
سادات عالم، فریاد از این غم
واویلا واویلا آه و واویلا

دو طفل کوچکش چشم انتظارند 
بر دیدن مادر دل بی قرارند
زهرا کجایی، داد از جدایی
واویلا واویلا آه و واویلا

یاس باغ علی دارد نشانه
از کعب نیزه و از تازیانه
میراث مادر، شد سهم دختر
واویلا واویلا آه و واویلا

رفت از دار جهان یار امامت
عبدالله جعفر سرت سلامت
کن سوگواری، با آه و زاری
واویلا واویلا آه و واویلا

ای شامیان همه قرآن بخوانید
بر دخت فاطمه قرآن بخوانید
در غربت امشب، جان داده زینب
واویلا واویلا آه و واویلا

تنها نام حسین او را سخن بود
بر روی سینه اش یک پیرهن بود
خون در دو عینش، داغ حسینش
واویلا واویلا آه و واویلا


علی اکبر بهرامیان-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه

دلش بود و اندوه و درد نهانش
خودش بود و الله و صبر كلانش
همان زن كه آن خطبه يكباره در شام
شد آتش و آمد برون از دهانش
همان زن كه در موقع خطبه خواندن
زبان علي بود آري زبانش
همان زن كه از كودكي شخص حيدر
شد استاد تدريس فنّ بيانش
خدايا تو خود ذوالفقار علي را
در آن لحظه دادي به دست زبانش
همان زن كه در كربلا بوسه مي‌زد
به دست قمر اختر آسمانش
و هفتاد و دو دفعه از صبح تا عصر
در آنجا خدا داد خود را نشانش
مگر مي‌شود يافت جز او زني را
كه سوگ برادر كند قهرمانش
ز سوگ علمدار و داغ برادر
مگر لحظه‌اي گريه مي‌داد امانش
زن بي‌نظيري كه با سر بلندي
برون آمد از بوته امتحانش
همان زن كه بنياد ظلم و ستم سوخت
ز خاكستر آتش كاروانش
به دنبال سرهاي بر نيزه مي‌رفت
سراسيمه با مادر مهربانش
تو اي حيدري خصلت، اي آنكه زهرا
تو را دوست مي‌داشت، بهتر ز جانش
من اين جامه را نذر صبر تو كردم
قبولش كن و جان مولا بخوانش

سید رضا موید-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه

ز نینوای تو رفتم، چو نی نوا کردم
چنان که بادیه ها را چو نینوا کردم
به هر کجا که نشستم گریستم ز غمت
به هر طرف که دویدم تو را صدا کردم
ز خارهای مغیلان بپرس کز داغت
چقدر اشک فشاندم، چه ناله ها کردم
تو دشت ماریه را کربلا ز خون کردی
به شام و کوفه من از اشک کربلا کردم
به جای ناله ز هر تازیانه دشمن
علی علی زدم از دل خدا خدا کردم
طواف پیکر بی سر به زیر خنجرها
زیارت سرِ بی تن به نیزه ها کردم
پیام خون تو بردم به هر کجا رفتم
حدیث غربت حقّ تو را ندا کردم
نتیجه دادن خونت به عهده من بود
که صبر کردم و بر عهد خود وفا کردم
لوای زحمت پیغمبران به دوشم بود
قدم خمید ولی راست این لوا کردم
تو خواستی به نماز شبت دعا گویم
تو را به جان تو در هر نفس دعا کردم
سپرد حکم تو هشتاد و چار لاله به من
که من به اشک، حراست ز لاله ها کردم
به غیر یک گل پرپر که در خرابه بماند
گلی که سوختم و از برم جدا کردم
رقیه را که نیاورده ام ببخش مرا
ورا به غربت شام بلا رها کردم
به نیزه خواندن قرآن تو ربود دلم
اگر چه سوختم از غم ولی صفا کردم
ز خطبه خواندنم انداختی و از حالم
گواست چوبه محمل که من چه ها کردم
به دست بسته بسی تازیانه خوردم تا
طناب ظلم ز دست سکینه وا کردم
اگر ز پای فتادم بسی ولی آخر
به کاخ ظلم عزای تو را به پا کردم
ببین رضای "مؤید" به گریه می گوید
کزین سرود خدا را ز خود رضا کردم

 

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه/نوحه

شهــادت زینــب کبـراست           صاحب عزا حضرت زهراست

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا
****
اشک فراقش به دو عین است          قاتــل او داغ حسیــن اسـت

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا
****
دارد به پیکرش نشانه           از ضربه‌هــای تازیانـه

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا
****
 
امشب بوَد حضور مادر            دیدار خـواهر و بـرادر

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا
****
امشب رقیۀ سه ساله          می‌آورد بر عمه، لاله

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا
****
ام‌البنیـن عبــاست امشب               آید به استقبال زینب

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا
****
چهارمین شمس امامت             یا سیدی سرت سلامت

عمۀ سادات رفته ز دنیا
واویلا واویلا

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

تو کیستی؟ حقیقت زهرای اطهری
 
زیـن ابـی و زینـت آغـوش مـادری
 
قـرآن روی سینـۀ پـاک پیامبر
 
خیـر کثیـر دامـن پـر مهـر کوثـری
 
روی تو مصحف است و زبان تو ذوالفقار
 
حق را زبـان و خـون خدا را پیمبری
 
از آنچـه دیده‌انـد و ندیدنـد، خوب‌تـر
 
وز آنچـه گفته‌انـد و نگفتنـد، برتـری
 
در آسمان وحـی خدا ماهپاره‌ای
 
بین دو آفتـاب ولایت ستاره‌ای
 ****
 
تکبیـر بـا صـدای تـو تکبیر می‌شود
 
قرآن به خطبه‌های تو تفسیر می‌شود
 
بـر قلـب دشمنـان قسم خوردۀ خدا
 
نطق تو و بیـان تو شمشیر می‌شـود
 
در کاخ شامِ شـوم، کنار سر حسین
 
شام بلا به نطق تو تسخیر می‌شود
 
حتی یزید بـر سـر تخت ستمگری
 
با یک نهیب تند تو تکفیر می‌شود
 
بانو! بخوان خطابه که بر منطقت یقین
 
هجـده سـر بریـده بگوینـد آفـرین!
 ****
 
بی‌تو ریاض سرخ شهادت ثمـر نداشت
 
تـا صبـح حشر، پیکـر ایثار، سر نداشت
 
جـز سینـۀ مطهـر تـو در مسیـر شـام
 
قرآن بـه پیش تیر حوادث سپر نداشت
 
در گام‌گام حادثـه فرزنـد فاطمـه
 
یک لحظه چشم بر سر نی از تو برنداشت
 
بر حفظ دین خویش پس از کشتن حسین
 
پروردگـار از تـو کسی خوب‌تر نداشت
 
با آن کـه پیش روت سـران بریده بود
 
غیر از جمال، چشم تو چیزی ندیده بود
********
 
تـو کیستـی؟ مجاهـد هم‌سنگر حسین
 
کردی چهـل عـروج، سفر با سر حسین
 
از سـن خـردسالـی خـود بعـد فاطمـه
 
هم خواهـر حسینـی هـم مـادر حسین
 
چون مادرت که یک‌تنه شد حامی علی
 
تو یک‌تنه شدی همه جا لشکر حسین
 
فریـاد شـد ز حنجـر پـاک تـو سـر کشیـد
 
خونی که ریخت از دل و از حنجر حسین
 
هم در تـن صـدات پیام حسین بود
 
هم خطبه‌ات کمال قیام حسین بود
********

ادامه نوشته

قاسم نعمتی-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه

هنگامۀ وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمۀ آخرم شده
چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده
از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده
موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده
من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده
از خاطرم نمی رود آن لحظۀ فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده
من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین
این چند ماهه جان تو درد سرم شده
می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده
من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سرتا به پا تمام تنم پُر ورم شده
دشمن همینکه پا به روی چادرم گذاشت
گفتم به خویش ارثیۀ مادرم شده

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه

بُوَد آخرین لحظۀ عمر من
اَلا شام غم با تو گویم سخن
چه خوش بود آیین غم خواریت
ز آل علی میهمان داریت
دگر جانم از غصه بر لب رسید
گذشت آنچه از تو به زینب رسید
خداحافظ ای شهر آزارها
خداحافظ ای کوی و بازارها
خداحافظ ای شاهد جنگ ها
خداحافظ ای بارش سنگ ها
خداحافظ ای شهر رنج و بلا
خداحافظ ای چوب و طشت طلا
خداحافظ ای قصۀ بزم می
خداحافظ ای رأس بالای نی
خداحافظ ای شهر دشنام ها
خداحافظ ای کوچه ها، بام ها
خداحافظ ای سنگ خون و جبین
خداحافظ ای سیدالساجدین
خداحافظ ای رنج ها، دردها
خداحافظ ای خاک ها، گردها
خداحافظ ای ناقۀ بی جهاز
خداحافظ ای اختران حجاز
خداحافظ ای خاک ویران سرا
خداحافظ ای آل خیرالورا
خداحافظ ای خردسال اسیر
خداحافظ ای چار ساله صغیر  
خداحافظ ای یاس نیلی شده
یتیم نوازش به سیلی شده
همین جا خودم دیدم از خون خضاب
سر نیزه ها هجده آفتاب
همین جا کنارم نی و دف زدند
به دیدار هیجده گلم صف زدند
همین جا دلم شد ز غم چاک چاک
که خورشیدم افتاده بر روی خاک
همین جا به زخمم نمک می زدند
عزیز دلم را کتک می زدند
همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت
همین جا ز غم جان من خسته بود
که ده تن به یک ریسمان بسته بود
همین جا ز غم بود جان بر لبم
که بنشسته طی شد نماز شبم
همین جا به ما خصم دشنام داد
حسینِ مرا خارجی نام داد
همین جا دو چشمم ز خون تر شده
که یاسم به ویرانه پرپر شده
همین جا به ویرانه بلبل گریست
غریبانه بر غربت گل گریست
همین جا ز غم جانم آمد به لب
که در گِل گُلم دفن شد نیمه شب
دریغا که آن گوهر پاک رفت
چو زهرا غریبانه در خاک رفت
الا ای همه نسل ها بعد من
بگویید از قول من این سخن
که زینب بدین کوه اندوه و درد
به موج بلا چون علی صبر کرد
خدا داند و غصه های دلش
که داغ حسینش بُوَد قاتلش
مرا یک جهان درد و داغ و غم است
که توصیف آن بر لب میثم است

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مرثیه/نوحه

عالم شده، کربلای زینب
گرید جهان، در عزای زینب
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله 
در سینه‌ها، شد نفس شراره
داغ زهرا، تازه شد دوباره
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله
یابن‌الزهرا، خواهر آمد از راه
قرآن بخوان، یا اباعبدالله
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله
ون بر دل، لاله‌های دین است
صاحب‌عزا، زین‌العابدین است
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله
ای دل بسوز، بهر زینب ایدل
دارد به سر، جای چوب محمل
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله
یک لاله و، این همه نشانه
کعب نی و، ضرب تازیانه
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله
ای نازنین، بلبل مدینه
بر عمه‌ات، گریه کن سکینه
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله
زهرا به خلد، منظر نشسته
بوسه زند بر فرق شکسته
واویلتا یا بقیة‌الله
واویلتا یا بقیة‌الله

محمد حسین رحیمیان-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

خوبان روزگار مسلمان زینبند

دیوانۀ حسین و پریشان زینبند

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

حتما کنیز و پیر غلامان زینبند

در جنت الحسین تمام حسینیان

هستند غرق ناز که مهمان زینبند

مرغان خوش صدای بهشتی تمامشان

بیچارۀ طنین حسین جان زینبند

هفتاد و چند کشتۀ آقای کربلا

مردان آسمانی گردان زینبند

عباس با تمام جلال و ابهتش

بوده غلام حلقه به گوش و رعیتش

مدیون او کرامت صاحب کمال ها

شد نام او اجازۀ پرواز بال ها

یک شب بدون نافله از عمر او گذشت

این جمله را نوشته خدا در محال ها

کوری چشم خیرۀ ابن زیاد ها

زیباست در نگاه ظریفش محال ها

او مثل مادر و پدرش بی قرینه است

شرمنده می شوند ز وصفش مثال ها

شعرم به درد مدح و مقامش نمی خورد

زینب کجا و بازی این قیل و قال ها

دنیا شوند شاعر او باز هم کم است

مکتب نرفته عالمه ی هر دو عالم است

کعبه رقیب حرمت زینب نمی شود

ادامه نوشته

حسین رستمی-حضرت زینب سلام الله علیها- مدح و مرثیه

مادرت آسمان خوبی ها

پدرت از اهالی بالا

ای که شاگرد اشک تو آدم

ای هوادار عشق تو حوّا

گوشه ای از نجابتت مریم

شمّه ای از عروج تو عیسی

متحیّر ز صبر تو ایوب

متوسل به طور تو موسی

همه شاگرد مکتبت هستند

از مسیحی گرفته تا بودا

پرچم کربلا به شانه ی توست

ای علمدار عصر عاشورا

فتنه ها را تو بر ملا کردی

کربلا را تو کربلا کردی

روح مضمون ناب یعنی تو

رمز پاکی آب یعنی تو

وامدار تلألؤ ات خورشید

حضرت آفتاب یعنی تو

ملأت کلّ شی یا زینب

همه با این حساب یعنی تو

صاحب رأیت القیام حسین

واژه ی انقلاب یعنی تو

منجی تنگنای آخرتی

پس حساب و کتاب یعنی تو

غیر محرم کسی ندیده تو را

جلوه ی در حجاب یعنی تو

جنس نوری عقیله ی عشقی

تو بزرگ قبیله ی عشقی

ادامه نوشته

غلام رضا سازگار-حضرت زینب سلام الله علیها-مدح و مرثیه

تو کیستی فروغ چراغ هدایتی
تـو لنگر سفینۀ نـوح ولایتـی
ناخوانده درس، عالمه علم عالمی
مکتب نـرفته، بـحر وسیع روایتی
با چادرت بـه دایرۀ حشر، سایبان
بـا معجرت بـه معرکۀ صبر، رایتی
بودی ز خردسالی خود یاور حسین
هم خواهر حسینی و هم مادر حسین
فُلک نجات را به خدا ناخدا تویی
بال و پر عروج به سوی خدا تویی
هم سنگر امام شهیدان قدم قدم
از ابتدا تو بودی و تا انتها تویی
روز جهاد همره و همگام فاطمه
هنگام خطبه هم نفس مرتضی تویی
ماهِ دو مهرِ فاطمه و کوکب علی
آیینۀ حسین و حسن، زینب علی
اعجاز کرده خالق عالم به مدح تو
بگشوده لب پیمبر اکرم به مدح تو
با رمز کاف و ها که به قرآن نوشته است
آغاز گشته سورۀ مریم به مدح تو
بعد از چهارده صده با عشق و افتخار
گوید سخن هماره مُحرم به مدح تو
با آنکه در فراق و غم و رنج زیستی
تاریخ کوچک است بگوید تو کیستی

ادامه نوشته