امام صادق علیه السلام-نوحه شهادت

شهر یثرب را کرببلا کردند

 ناشر دیدن را از ما جدا کردند

 آه و وایلا      کشته شد مولا

در جنان برپاست بزم عزای او

حضرت زهرا گرید برای او

 آه و وایلا      کشته شد مولا

قلب زارش را از ظلم و کین خستند

دست او را چون دست علی بستند

 آه و وایلا      کشته شد مولا

جای اشک خون از چشمان او ریزد

ناله زارش بر اسمان خیزد

 آه و وایلا      کشته شد مولا

امام صادق علیه السلام-نوحه شهادت

امشب زمین و آسمان شد غرق ماتم      امام صادق کشته شد یا اهل العالم

گشته خزانی  باغ امامت

موسی بن جعفر  سرت سلامت

آه و وایلا (4)

امشب به گلزار جنان با آه و زاری      زهرای مرضیه نماید سوگواری

از پا فتاده    قران ناطق

گردیده مسموم   امام صلدق

آه و وایلا (4)

آگه نگشته کس ز درد بی حسابش     ابن ربیع بی حیا داده عزابش

خون کرده بر   قلب مضطر او

چون ناسزا گفت   بر مادر او

آه و وایلا (4)


آن شب که دل از داغ مادر پر شرر بود    آتش ز درب خانه او شعله ور بود

کرده در آن شب یاد مدینه

هم یاد مسمار هم زخم سینه


آه و وایلا (4)

غلامرضا سازگار-امام صادق علیه السلام-نوحه

شهر مدینه کرب و بلا شد     زهرا در آنجا صاحب عزا شد

قرآن نـاطق، جـان داده مظلوم
امام صادق، گردیده مسموم


خون گشته دلها یکسر ز داغش      از تربت بی‌شمع و چراغش

مظلـومی او، گـردیـده معـلوم
امام صادق، گردیده مسموم
 

با آنکه یار قرآن و دین بود      مانند جدّش خانه‌نشین بود

از حقّ خود بـود، پیوسته محروم
امام صادق، گردیده مسموم

 
در یاری دین بی‌جرم و تقصیر      گاهی به زهر و گاهی به شمشیر

ظلم به عترت بوده است مرسوم
امام صادق، گردیده مسموم

خون گشته جاری از چشم امّت      بقیۀ الله سرت سلامت

قـرآن نـاطق جـان داده مظلوم
امام صادق، گردیده مسموم
 
عالم همه در ماتم نشسته     قلب امام اُمّت شکسته

شد کشته جدّش، مظلوم و مهموم
امام صادق، گردیده مسموم

امام صادق علیه السلام-نوحه شهادت

می سوزد از زهر جفا پا تا سر من

مادر بیا یکدم کنار بستر من

همچون علی مظلومم     از حق خود محرومم

آه و واویلا

در نیمه های شب دل تنگم شکستند

هم چون علی مرتضی دستم ببستند

اما به پیش نظرم      سیلی نخورده همسرم

آه و واویلا

ای خصم اگر نمی کنی رحمی به حالم

ببین که می لرزد تن اهل و عیالم

بر لب رسیده جانم      لرزد تن طفلانم

آه و واویلا

بی جرم و بی گنه مرا دشمن شبانه

می برد از خانه برون با تازیانه

گفتم ضعیف و پیرم    مزن مرا میمیرم

آه و واویلا

امام صادق علیه السلام-نوحه زمزمه

به گوش عرشیان هر دم، رسد افغان من مادر

 زده زهر جفا آتش، به جسم و جان من مادر

 واویلا آه و واویلا

 ز دست دشمنان دین، چه محنت ها که دیدم من

 شب و روز از ستمهاشان، مصیبت ها کشیدم من

 واویلا آه و واویلا

 امان از این جنایات و، ازین کاشانه سوزاندن

 گمانم که شده عادت، مدینه خانه سوزاندن

 واویلا آه و واویلا

 میان آتش ای مادر، به یادت خونجگر هستم

 به یاد داغ مسمار و، غم دیوار و در هستم

 واویلا آه و واویلا

 میان آتش ای مادر، به یاد رویت افتادم

 غم آن صورت نیلی، دوباره آمده یادم

 واویلا آه و واویلا

در آن شب در پی مرکب، چو دستم بسته شد مادر

 فتادم یاد اوباش و طناب و گردن حیدر

واویلا آه و واویلا

 بگو مادر بگو مادر، چه شد که رزق تو غم شد

 چه شد که اول عمرت، چو پیران قامتت خم شد

 واویلا آه و واویلا

 بگو مادر بگو مادر، چرا رکن علی بشکست

 چرا در نافله خواندی، قنوتت را تو با یک دست

 واویلا آه و واویلا