می سوزد از زهر جفا پا تا سر من

مادر بیا یکدم کنار بستر من

همچون علی مظلومم     از حق خود محرومم

آه و واویلا

در نیمه های شب دل تنگم شکستند

هم چون علی مرتضی دستم ببستند

اما به پیش نظرم      سیلی نخورده همسرم

آه و واویلا

ای خصم اگر نمی کنی رحمی به حالم

ببین که می لرزد تن اهل و عیالم

بر لب رسیده جانم      لرزد تن طفلانم

آه و واویلا

بی جرم و بی گنه مرا دشمن شبانه

می برد از خانه برون با تازیانه

گفتم ضعیف و پیرم    مزن مرا میمیرم

آه و واویلا