علی اکبر لطیفیان-امام حسن مجتبی علیه السلام-مدح و میلاد

کریم های دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

 

 

چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند

پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند 

 

تو امر کردی و تکوینا استجابت شد

و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

 

جواب دادن تو اشتیاق می آرد

سلام ها ز علیک السلام زاده شدند 

 

چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق

و دشمنان حسن هم حرام زاده شدند 

 

حسن حسین و یقینا حسین هم حسن است

نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

 

همین دو تا پسر فاطمه همان اول

 امامزاده شدند و امام زاده شدند

 

چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

 

بساط نوکری ما کنار تو پهن است

از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

 

عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم

کبوتران همه بالای بام زاده شدند 

 

چه بهتر است که بشینی و سکوت کنی

که از قعود تو صدها قیام زاده شدند

 

سید هاشم وفایی-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت

ماه خدا ز جلوۀ تو طور ناب شد

یعنی که میزبان مه آفتاب شد

از بس که دیدنی است جمال جمیل تو

از شرم حسُن روی تو مه در حجاب شد

قامت قیامتی تو و در حسُن محشری

در جلوه ات تجلی یوم الحساب شد

وقتی که بوسه زد به گُل روی تو علی

یکباره بیت وحی پُر از دُر ناب شد

شوق و سرور در دل زهرا نشست و باز

بنیان غم ز فیض قدومت خراب شد

آمد به پاس بوسه به خاک رهت چو اشک

افتاد پیش پای تو گُل، تا گلاب شد

تو گوشوار عرش خدائی که از نخست

نامت برای عرش برین انتخاب شد

قطره بدون فیض تو دریا نمی شود

ذّره رسید محضر تو آفتاب شد

سطری نخوانده اند کریمان ز رحمتت

یک جلوه از کرامت تو صد کتاب شد

تو بی سؤال جود و کرم می کنی، دگر

کی سائلی ز درگه لطفت جواب شد؟

سردار بی سپاه شدی در وطن، ولی

صبر و امید در قدمت همرکاب شد

بی بهره مانده اند ز سرچشمۀ شرف

آن امُتی که تشنۀ موج سراب شد

جلوه گرفت جنگ جمل از شجاعتت

خُرسند از شهامت تو بوتراب شد

کرب و بلا نبود، اگر صلح تو نبود

صلحت گره گشای ره انقلاب شد

کی تشنگی کشد به صف حشر هرکسی

از کوثر محبت تو کامیاب شد

سجادۀ نیاز «وفائی» فکند و باز

بار دگر دعای دلش مستجاب شد

سید رضا موید-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت

ماه صیام و ماه نیایش فرا رسید

ماه نماز و روزه و ماه دعا رسید

ماه نزول قرآن ماه خدا رسید

براهل قبله رحمت بی انتهارسید

درمصحف شریف خداداده این پیام

که ای مؤمنین نوشته شده بر شما صیام

برخیز تا که روی به سوی خدا کنیم

با توبه اعتراف به جرم و خطا کنیم

بهر نجات جامعه وآنگه دعا کنیم

شاید که عقده های فروبسته وا کنیم

امشب که شام نیمه ماه مبارک است

از حق نصیب اهل دعا را تبارک است

امشب کمال حسن خدا جلوه گر شده است

کانون وحی مهبط روح بشر شده است

افزون به خاندان نبی یک پسر شده است

زهرا شده است مادر و حیدر پدر شده است

با صوت احسن احسن و بانگ حسن حسن

زأُم الحسن گرفته حسن را ابوالحسن

نور خدا ز بیت پیمبر بر آمده

بوی خدا ز گلشن حیدر بر آمده

طوبی کنار چشمه کوثر برآمده

یعنی حسن به دامن مادر بر آمده

بر این خجسته مادر و نوزادش آفرین

زین طفل ناز و حسن خدادادش آفرین

خورشید برج عصمت بدر تمام زاد

کفو امام و دخت پیمبر امام زاد

باب الکرم ز خانه باب الکرام زاد

روح صلات نیمه ماه صیام زاد

دست خدا چو پرده گرفت از جمال حُسن

مشهور از جمال حسن شد کمال حسن


ادامه نوشته

جواد حیدری-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت و مدح

ای دوست به پیغام تو شادم اگر آید

چشمم به در و پیک وصالت ز در آید

گویند سحر بوى سر زلف تو دارد

بنشسته ‏ام ای دوست که وقت سحر آید

در بین محبّان تو هستم به سلامت

اى آنکه کریمى و کریم زنده ز نامت

آواز به لب دارم و طرف چمن آیم

با نام تو بر درگه حق در سخن آیم

تا اینکه در رحمت حق را بگشایى

با ناله ی یا محسن حقّ الحسن آیم

کرده غم ما در دل ناز تو اقامت

اى آنکه کریمى و کرم زنده ز نامت

اى سبزى و زیبایى بُستان محمّد

سرسبزترین گل به گلستان محمّد

بر دست خدا در سحر ناز نشستى

چون جاى تو باشد روى دستان محمّد

این عرش نشینى بود از اوج مقامت

اى آنکه کریمى و کرم زنده ز نامت

ماه رمضان سفره ی لطف و کرم تست

فقر من مسکین بخدا همّ و غم تست

کردى تو سلامى عوض تهمت شامى

یمشون على الارض به وصف قدم تست

آیات خدا آمده در وصف مقامت

اى آنکه کریمى و کرم زنده ز نامت

سگ را ز سر سفره خود طرد نکردى

با دشمن خود آنچه که او کرد نکردى

گرمى دل و زندگى ما کرم تست

جانم بفدایت که دلم سرد نکردى

نورى بده بر جان و دل از فیض کلامت

اى آنکه کریمى و کرم زنده ز نامت


ادامه نوشته

جواد حیدری-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت و مدح

من و ماهی که سر تا سر خدایی است

من و ماهی که پایان جدایی است

 
من و مهمانی قرآن و عترت

که ثقلین نبی در حق نمایی است

نمی دانم چه کس کرده دعایم

که هر چه دارم از فیض دعایی است

کنم تا اینکه جبران گذشته

وجودم طالب فیض و عطایی است

توکل بر خدا کردم که گفتند

بیا امب که عید مجتبایی است

خدا باب کرم را باز کرده


گنه بخشی زنو آغاز کرده

 
خدا تفسیر کوثر کرده امشب

عجب لطفی مقدرکرده  امشب
 
به زهرا نام مادر را عطا کرد

گلی تقدیم حیدر کرده امشب
 
لقب بر یک زن پست و عقیمه

معین لفظ ابتر کرده امشب
 
برای شرح اسم یا کریمش

به دنیا لطف دیگر کرده امشب
 
حسن را سفره دار خانه ی خود

خدا تا روز محشر کرده امشب

حسن آمد خدا معروف گردید

به احسان وکرم موصوف گردید
ادامه نوشته

محمود ژولیده-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت

ای دل زمان عرض تشکر به کبریاست

جشن عموم شکرگذاری بنده هاست

ماه خدا سفره ی عام ضیافت است

ماه حسن نگاه حسن ماه مجتباست

  توحید را که شرط ولایش نوشته اند

اینک حسن امام بشر حجت خداست

برخاک دوست ناصیه ی شکر می نهیم

ابن بوتراب در این سجده ذکر ماست

نوری که سجده گاه ملائک شود چه باک

آدم اگر به خویش کند سجده پس رواست

اسما را به معنی تام و تمام اوست

یعنی که اسم اعظم اسما کبریاست

شیرینترین عسل دم افطار نام اوست

یارب چقدر نام حسن با دل آشناست

اهل بهشت سید خود را صدا کنند

او سرور تمام جوانان باصفاست

وقتی به نیمه ماه شب چارده رسید

دیدند مجتبی همه ی سر هل اتاست

در بیت اهل بیت ملائک در ازدحام

زهرا سرور دارد و خرسند مرتضاست

ورد فرشته های خدا این سرود شد

میلاد سبز پوش نبی سبط مصطفاست

با اینکه قاصریم زتوصیف روی او

اما جمال احمدیش عین مصطفاست

با این که قاصر است بیان از ثنای او

اما به تشنه قطره ای از بحر پر بهاست

زیباترین شکوه، جلال خدا حسن

نیکوترین جمال و کمال خدای ماست

با این که قاصر است بیان از مقام او

اما حسن به ملک خدا پرچم هداست

باغ و بهار پیش حسن کم می آورد

او برترین شکوفه میان شکوفه هاست

یوسف زروی یوسف زهرا خجل شود

این ماه اولیاء و شهنشاه انبیاست

وقتی که نسل فاطمه را جستجو کنی

سادات کوثری همه از نسل مجتباست

سادات فاطمی، حسنی نسل اولند

جا پای سید حسنی روی چشم ماست

با این که قاصر است قلم از نوشتنش

باید نوشت نام حسن مشتق از خداست

تمثال او به سینه ی ما نقش بسته است

این دل نگار خانه ی زیبای اولیاست

وقتی حسن تلاوت آیات می کند

داود انبیاست که حیران این صداست

موسی به طور مست تجلای او شود

خضر نبی ملازم این چشمه ی بقاست

قالیچه ی رفیع سلیمان روان از اوست

کشتی نوح از نفسش فارغ از بلاست

آتش که بر خلیل گلستان نمی شود

این معجز بزرگ از آن منشاء ولاست

در جایگاه نور الهی ظهور کرد

آن جلوه ای مه مظهر تطهیر وانماست

گل بر دهان من اگر از خاک خانمش

پا تاسر وجود حسن شمس والضحاست

جایی برای یافتنش جز دلت مجوی

صحن دل محب حسن عرش کبریاست

وحی از لب مبارک او طعم تازه یافت

آیات او رطب شد و اینک به سفره هاست

کوثر حسن بهشت حسن هل اتا حسن

هرجا سخن زخیر شود زیر این لواست

جود و کرم زسفره ی او توشه می برند

خلق کریم و خوی حسن خالق سخاست

ما ریزه خوار سفره ی احسان این دریم

هرکس گداست در بزند شب شب عطاست

غربت یگانه لشکر پیروزمند اوست

تنهاترین امام بدنیای ماسواست

یاری کنیم راه حسن را به معرفت

راه حسن بصیرت دین درک مقتداست

آری حسن امام زمان حسین بود

یعنی حسین شیعه و تسلیم مجتباست

عشق حسین گرچه دل انگیزتر کند

مهر حسن برابر این عشق کیمیاست

باشد حسین یکه علمدار مجتبی

عباس اگر امیر و علمدار کربلاست

یوسف رحیمی-امام حسن مجتبی علیه السلام-رباعی ولادت

امشب که فرشتگان سخن می گویند

گویا سخن از زبان من می گویند


ذکر لبشان شنیدنی تر شده است


در ارض و سما حسن حسن می گویند

***
خاک قدمش شمیم جنت دارد

در هر نفسش عطر اجابت دارد

اعجاز محمدی ست در چشمانش

از بس که به جد خود شباهت دارد

 ***
ای زمزمه صبح و نسیم ادرکنی

آئینه رحمان و رحیم ادرکنی

ای در کرم و سخاوت و آقایی

بی خاتمه ، ایها الکریم ادرکنی

***

مانند علی لحن فصیحی داری

در چهره خود نور ملیحی داری

آقا حرم الله شده دلهامان

در هر دل بی تاب ضریحی داری

غلام رضا سازگار-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت

ای ماه آسمانیِ ماه خدا! حسن

خورشید، مستمند تو از ابتدا حسن


روز نخست نقش جمال تو را کشید


نقاش حسن با قلم ابتدا حسن


از شرم آفتاب رخت خفت آفتاب


در پشت کوه‌ها و پس ابرها حسن


ترسم از این که عقل، خدا خوانَدَت به جهل


از بس که دیده در تو جمال خدا حسن


از کائنات نغمۀ آمین شود بلند


دست تو تا بلند شود بر دعا حسن


افکنده گل صحیفۀ حسنت چو باغ گل


از بوسه‌های پشت هم مصطفا حسن


روح نبی، روان علی، قلب فاطمه


گیرد به یک اشارۀ چشمت صفا حسن


از صد هزار فیض مسیحا نکوتر است


دردی که با دعای تو گردد دوا حسن


باب تو باب حاجت ارباب حاجت است


ای عالمی به کوی تو حاجت روا حسن


جسم مسیح نه که روان مسیح هم


می‌گیرد از تبسم گرمت شفا، حسن


گر قاسمت به عرصۀ محشر قدم نهد


بهر نجات خلق کند اکتفا حسن


گویی که از لب تو عسل خورده مصطفی


از بس که داده بوسه دهان تو را حسن


یک جلوه از فروغ تو ماه است و آفتاب


یک صحنه از بقیع تو ارض و سما حسن


وقتی که جای دست خدا می‌شوی سوار


حیف است پا نهی به سر چشم ما حسن


باید رسول و حیدر و زهرا شوند گوش


تا ذات حق برای تو گوید ثنا حسن


باید نبی زیارت حُسن تو را کند


در لاله‌زار وحی به صبح و مسا حسن


زوار توست جان و رواقت بهشت دل


بالله بوَد مدینۀ تو قلبها حسن


گنجد چگونه عرش به یک گوشۀ بقیع؟


ای گوشه‌ای ز خاک تو عرش عُلا حسن


روزی که نیست روز تو باشد کدام روز؟


جایی که نیست خاک تو باشد کجا؟ حسن


صلح تو کرد روز معاویّه را سیاه


صبر تو داد دین خدا را بقا حسن


از بامداد اول خلقت تو بوده‌ای


بنیانگذار نهضت کرب و بلا حسن


آل نبی تمام کریمند و تو شدی


مشهور در کرامت و لطف و عطا حسن


خلقند میهمان و تویی میزبان خلق


ملک وجود آمده مهمان سرا حسن


عمری اگر که بند ز بندم جدا کنند


حاشا که لحظه‌ای ز تو گردم جدا حسن


وهابیان به زائر تو راه بسته‌اند


سد می‌کشند دور مزار تو، یا حسن


بیچاره‌های کوردل پست، غافلند


دارالزیارۀ تو بوَد قلب ما حسن


دشمن چو دید خُلق خوشت را به خنده گفت:


غیر از تو کیست صاحب خلق خدا؟ حسن


سوگند می‌خورم به خدا نیست ناامید


هر کس که آورد به تو روی رجا حسن


دست بریدۀ پسر کوچکت بس است


در حشر بر نجات همه ماسوا، حسن


هر گوشه روز حشر، دراز است سوی تو


دست هزار «میثم» بی دست و پا حسن

جواد حیدری-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت

ای دوست به پیغام تو شادم اگر آید

چشمم به در و پیک وصالت ز در آید

گویند سحر بوى سر زلف تو دارد

بنشسته‏ام ای دوست که وقت سحر آید

در بین محبّان تو هستم به سلامت

اى آن که کریمى و کریم زنده ز نامت

آواز به لب دارم و طرف چمن آیم

با نام تو بر درگه حق در سخن آیم

تا این که در رحمت حق را بگشایى

با ناله ی یا محسن حقّ الحسن آیم

کرده غم ما در دل ناز تو اقامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

اى سبزى و زیبایى بُستان محمّد

سرسبزترین گل به گلستان محمّد

بر دست خدا در سحر ناز نشستى

چون جاى تو باشد روى دستان محمّد

این عرش نشینى بود از اوج مقامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

ماه رمضان سفره ی لطف و کرم توست

فقر من مسکین به خدا همّ و غم توست

کردى تو سلامى عوض تهمت شامى

یمشون على الارض به وصف قدم توست

آیات خدا آمده در وصف مقامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

سگ را ز سر سفرۀ خود طرد نکردى

با دشمن خود آنچه که او کرد نکردى

گرمى دل و زندگى ما کرم تست

جانم به فدایت که دلم سرد نکردى

نورى بده بر جان و دل از فیض کلامت

اى آن که کریمى و کرم زنده ز نامت

ادامه نوشته

محمود ژولیده-امام حسن مجتبی علیه السلام-میلاد

دلدار سرای فاطمه می آید

ممدوح خدای فاطمه می آید

هر كس كه ثنای حسنش را گوید

مرضیِ رضای فاطمه می آید

×××

خاتون جنان پسر به دنیا آورد

خورشید حرم قمر به دنیا آورد

هركس حسنی است با علی می گوید

زهرای نبی جگر به دنیا آورد

×××

این مژده ز عرش كبریا می آید

گویند امام مجتبی می آید

هر لقمه ز احسانِ حسن روزی شد

از خوان علی مرتضی می آید

امام حسن مجتبی علیه السلام-رباعی

ما شيعه يِ آلِ مرتضا ميباشيم

از خاك بقيع و كربلا ميباشيم

يك عمر اگر حسين حسين ميگوئيم

مديون امام مجتبا ميباشيم

-امام حسن مجتبی علیه السلام-میلاد

شهرالصیام برهمه دلها مبارک است

ماه نماز و روزه و تقوا مبارک است

بر طایی طریق الی الله ، هرنفس

یا جنبشی که میکند اینجا مبارک است

شهرشلوغ رحمت پروردگاری است

هر اشتیاق دل به مصلی مبارک است

یا کریم ایام اعتکاف مه نور شد ولی

این فیض پشت خانه زهرا مبارک است

کوی امید کوی بنی هاشم است و بس

عرض ادب به ساحت مولا مبارک است

یا مرتضی علی پسرآورده همسرت

امشب تصدقی بده ،آقا مبارک است

نطق مرا عنایت تو باز میکند

تا سرسرای عشق تو پرواز میکند

در کوچه های شهر نبی می وزد نسیم

در یک سحر ز یاس جنان میرسد شمیم

در شهر سوت و کور مدینه به لطف حق

دارد تمام حسن خدا میشود مقیم

طوبی به فصل میوه رسید و ثمر نشاند

میسوزد از حسادت خود یک زن عقیم

هفت آسمان ز مقدم او قصرنور شد

خورشید از تجلی او طفلکی یتیم

با پای پینه بسته به رضوان نمیرسیم

مرکب سوار جاده ی جنات، مستقیم؟

گرچه مسافریم ولی جیبمان تهی است

آقا جسارت است کرایه نمی دهیم

آقا ببخش سائل پابرده از گلیم

پای برهنه آمده در محضر کریم
ادامه نوشته

مصطفی رب دوست-امام حسن مجتبی علیه السلام -ولادت

امشب دوباره دست حق اعجاز می کند
قفل زبــان و طبع مرا بـاز می کـنـد
امـشب امین وحی خدا عـاشقانه تا
بــیــت گــلـیـن فــاطـمـه پـرواز می کند
بعد از سلام و عرض ارادت به مصطفی
تـبریک حـق به محضرش ابراز می کند
زهرا چه مادرانه در آغوش می کشد
طفلـی کـه پلک مـی زند و نــاز می کند
مولا چــه عـارفـانـه و بـی تاب روزه را
با بوسه بـر لبان حسن باز می کنـد
ماه تمام نیمه ی ماه خدا دمید
دلبند فاطمه حسن مجتبی رسید
گفتند بی بدیلی و دیدیم برتری
از هرچه گفته اند و شنیدیم بهتری
خلق و جمال و خوی و خصالت محمّدیست
آیینه ی تمام نمای پیمبری
استاد رزم توست علی شاه لافتی
آموزگار قاسم و عباس و اکبری
چه در زمان صلح چه هنگام جنگ و رزم
در هر دو حال باز امامی و رهبری
کوری چشم طایفه ی ابتر و حسود
تو اولین پیاله ی صهبای کوثری
 
با دیدن تو چشم همه مات می شود
زهرا پس از تو مادر سادات می شود

داود رحیمی-امام حسن مجتبی علیه السلام -ولادت

به نبی ثمری به علی پسری
تو به پیکر فاطمه بال و پری
تو به شام سیاه دلم سحری
تو فقط به اشاره دلم ببری
که تو آخر جود و کرم حسنی
به قشنگیِ تو احدی نبوَد
به شجاعتِ تو اسدی نبوَد
و به جز نفست مددی نبوَد
تو بتاب، قمر، عددی نبوَد
که تو آخر جود و کرم حسنی
نرسد احدی به نجابتِ تو
به فصاحت لهجه و صولت تو
به متانت و هیبت و شوکت تو
به قداست و عزت و غیرت تو
که تو آخر جود و کرم حسنی
تو خدای کرم شهِ محترمی
تو غریب مدینه و بی حرمی
تو امام منی و تو سرورمی
تو حساب و کتاب و تو محشرمی
و تو آخر جود و کرم حسنی
تویی شاهِ من و منم آدمِ تو
و پناه من آن دژ محکم تو
و خجالتِ من نده اینهمه تو
که فزون بوَد از سر من کم تو
که تو آخر جود و کرم حسنی
تو تمام قشنگی هر غزلی
و تو کوه نمک ولی از عسلی
تو شبیه خدا و علی ازلی
تو همیشه بمانی و لم یزلی
که تو آخر جود و کرم حسنی
زِ تو مستم و هی دمِ هو بزنم
چه نیاز که لب به سبو بزنم؟
نکند که به غیر تو رو بزنم
نه که رو بزنم، سرِ او بزنم!
که تو آخر جود و کرم حسنی
تو کریمی و بنده گدا شده ام
به هوای تو سر به هوا شده ام
من اسیر بلای شما شده ام
تو رها بکنی که فنا شده ام
که تو آخر جود و کرم حسنی
زِ جمالِ تو "قَلَّ بیانِ" همه
ز کمال تو "کَلَّ لسانِ" همه
بوِد از سرِ خان تو نانِ همه
بنما تو دعایی به جان همه
که تو آخر جود و کرم حسنی

محمد سعید میرزایی-امام حسن مجتبی علیه السلام -ولادت

این کیست که آقای جوانان بهشت است؟

نامی ست که بر کنگرۀ عرش نوشته است

از نور محمّد تن این پاک سرشته است

عطر نفسش رایحۀ بال فرشته است

امشب شب رویش، شب میلاد بهار است

از جذبۀ این جلوه فلک آینه‌زار است

امشب نظر ساقی این میکده عام است

آیینه بیارید که این جلوه مدام است

نور است و نوید است و درود است و سلام است

ماه است و تمام است و امیر است و امام است

ای گمشدگان! جلوۀ خورشید هدایت!

ای سوختگان! چشمۀ جوشان ولایت!

بهر تن این طفل، ملک پیرهن آورد

چون فاطمه را خندۀ او در سخن آورد

پرسید چه نام از تو خدا نزد من آورد؟

جبریل ز عرش آمد و نام حسن آورد

تو حُسن خداوندی و نام تو حَسن شد

پس گفت پیمبر، حَسن آیینۀ من شد  

نور از فلک و گل به زمین جوش گرفته

تا عرش، گل نام تو در گوش گرفته

زهرات به صد بوسه در آغوش گرفته

احمد به برت خوانده و بر دوش گرفته

کای نور دل و دیده‌ام ای جان و تن من!

جانم حسن من حسن من حسن من!

مردم! چو برآنید مرا دوست بدارید

در راه وفای حسنم کم مگذارید

نور دل من آمده، آیینه بیارید

گر اهل ولایید، به او دل بسپارید

عهد حسنم، نقش دل و جان شما باد

در روز شفاعت ز شفیعان شما باد

ای چشم بهشت از گل لبخند تو روشن

ای دیدۀ خورشید به پیوند تو روشن

خورشید فلک نیست به مانند تو روشن

عالم شده از صورت دلبند تو روشن

لبخند بزن غنچۀ تو تازه‌ترین است

چون حُسن تو در عرش پر آوازه‌ترین است

مولا که سر سفرۀ بانوی فدک بود

از ذکر حسین و حسنش نان و نمک بود

روشن ز حسین، آینۀ چشم فلک بود

دیدار حسن، روشنی چشم ملک بود

شادی پیمبر، همه جان و دل مولا

روشن ز دو آیینه شده خانۀ زهرا

این کیست که در عرش خدا چشم و چراغ است

آری حسن است این که نخستین گل باغ است

ای آن که تو را مادرِ خورشید سراغ است

بازار دل ‌افروزی عالم ز تو داغ است

تا باد جهان مست می جام حسن باد

تا باد، بهار دل ما، نامِ حسن باد

غلام رضا سازگار-امام حسن مجتبی علیه السلام -ولادت

 امشب مه صیـام به گردون قیـام کرد
بـا خنـده مـاه فاطمـه را احتـرام کرد
مـاه علـی ز مــاه الهــی ربــود دل
مـاه خـدا به مـاه محمّـد سـلام کرد
خوش‌ مصرعی ست نقش جبین ستارگان
مـاه رسـول، جلوه بـه مـاه صیام کرد
خورشید و ماه و سلسلۀ اختران همه
زانو زدنـد در حـرم مـاه فاطمه

دیدار حُسن خالق سرمد مبارک است
قرآن به روی دست محمّد مبارک است
تکــرار آفتــاب جمــال محمّــدی
توحیـد را طلوع مجـدد مبارک است
میـلاد آفتــاب خـدا در مـه خدا
عید کریم آل محمّد مبارک است
ای شاهدان حسن! سر و جان فدا کنید
در بیت وحـی، سیـر جمـال خـدا کنید

امشب جمـال غیب خدا جلـوه‌گر شده
خورشید وحی، صاحب قرص قمر شده
امشب مقام وحی در آغوش فاطمه است
امشب عطا به شخص محمّد پسر شده
امشب ولادت پســر ختــم ‌الانبیاست
امشب بزرگ مـرد دو عالـم پـدر شـده
این مجتباست، میـوۀ قلـب محمّد است
این جان عالمی به سر دست احمد است

چشم جهان به دست و عطا و کرامتش
آغـوش کبریـاست محـل اقــامتش
گلبوسه‌های سجده به پیشانی‌اش عیان
قـد قـامت‌ الصلـوة بـه دیدار قامتش
ریحانه محمّـد و دردانۀ علـی
قدر و جـلال اوست گـواه امامتش
ختم رسل که وصف ورا بر لب آورد
حاشا که نام او به زبان بی ‌وضو برد
 

ادامه نوشته

میلاد یعقوبی-امام حسن مجتبی علیه السلام -ولادت

در شب پانزدهم چون که صدایم کرده

هرچه را هست و یا بود عطایم کرده

خودش انداخت از اول به دلم مهر شما

حضرت عشق به عشق تو بنایم کرده

من نی خالی ام و باز کرامات شما

پر از زمزمه و شور و نوایم کرده

من لیاقت که ندارم چو گدایان باشم

لطف بی حد تو ارباب گدایم کرده

پنجه در پنجه من معصیت انداخته بود

تا شدم عبد تو ابلیس رهایم کرده

سال ها بود خزان بر در باغم زده بود

سبزی روی تو از غصه جدایم کرده

شک ندارم که شود عاقبتم ختم به خیر

مادرت حضرت صدیقه دعایم کرده

 

-امام حسن مجتبی علیه السلام-میلاد/سرود

ای مدینه، ای مدینه، ماه زهرا، جلوه گر شد

ای مدینه، ای مدینه، شام درد و غم سحر شد

یا حبیبی یا حسن جان

ای   گل   زهرا  مدد

فاطمه شد مادر امروز، ای مدینه، ای مدینه

بابا گردید حیدر امروز، ای مدینه، ای مدینه

یا حبیبی یا حسن جان(2)

ای   گل   زهرا  مدد

مجتبی است، سبط احمد، زاده مولی الموالی

او کریم است، کس نرفته، از بر او دست خالی

یا حبیبی یا حسن جان(2)

ای   گل   زهرا  مدد

ای کریم، آل طــا ها، ای حسن جان، ای حسن جان

ای عزیز، آل طاها، کن نگاهی، ای حسن جان (2)

یا حبیبی یا حسن جان

ای   گل   زهرا  مدد 

امام حسن مجتبی علیه السلام-رباعی ولادت

امشب که ستاره علی پیدا شد

تابید و فروغ دیده زهرا شد

باب دگری باز شد از باغ بهشت

 تا چشم حسن به روی زهرا وا شد

***

تبریک که سبط مصطفی می آید

 زیبا گل باغ مرتضی می آید

ای اهل ولا کریم آل طاها

 یعنی که امام مجتبی می آید

***

اوصاف حسن به هر زبان باید گفت    

 مدحش به عیان و به نهان باید گفت

میلاد امام مجتبی را امشب  

تبریک به صاحب الزمان باید گفت

 

غلام رضا سازگار-امام حسن مجتبی علیه السلام-ولادت

به خنده می رسد از مهر بامداد ندا

که ماه فاطمه شد در مه خدا پیدا

به بوستان رسالت گلی شکفت امشب  

که آفتاب به لبخند گفت صل علی

مه ضیافت الله و چشم میهمانان

زآفتاب رخ میزبان گرفت صفا

یسبحون له الحمد روی خویش امشب

گشود حضرت سبحان ربی الاعلی

قسم به قدر که برتر ز شام قدر بود

شب ولادت او از برای اهل ولا

به شکر مقدم او عاشقان حق دارند

صلوه و صوم و مناجات و شور و حال دعا

از آن مه رمضان شد مه هدی للناس

که جلوه کرد در آن آفتاب برج هدا

ازآن به فضل و شرف اول است ماه صیام

که پا نهاد در آن پیشوای دوم ما

مهی که گشته کتاب خدا در آن نازل

گشود سینه به شوق جمال آن مولا

فرشته خنده بزن فاطمه شده مادر

ملک به وجد در آن مرتضی شده بابا

خدا به فاطمه و مرتضی حسن داده

حسن که آیینه مصطفی است سر تا پا

حسن که روح دو گیتی به مهر او زنده

حسن که جان دو عالم شود ورا  بفدا

حسن وجود و حسن خلقت و حسن طینت

حسن خصال و حسن سیرت و حسن سیما

به خورد سالی از سر غیب گفت سخن

به شیرخواری در مهد ناز خوانده دعا

نسیم مشک برای فرشتگان می برد

دمی که موی ورا شانه می زدی زهرا

پدر چو حیدر و مادر چو فاطمه باید

که این چنین پسر آید به عرصه دنیا

پسر کدام پسر ؟ بر تمام خلق پدر

پدر کدام پدر ؟ باب آدم و حوا

علی به چهره او خنده می زند همه دم

رسول بر لب او بوسه می نهد همه جا

به اهل درد و دوا ، چو غبار بی درداست

اگر ز خاک بقیعش طلب کنند شفا

چراغ روشن دل هاست قبر خاموشش  

اگر چه در دل ظلمت نهان بود شب ها

مگو در حرمش بسته ، کو بود شب و روز

به عالمی ز همین باب بسته عقده گشا

مگو که نیست به گرد مزار او زائر

که انبیا همه در بر گرفته اند آن را

اگر اجازه بوسیدن درش گیرند

ستارگان همه ریزند بر زمین ز سما

به عرش ، حسن فروزنده اش سراج منیر

به فرش ، روی درخشنده اش چراغ هدی

ز صبر اوست اگر جند حق شده پیروز

ز صلح اوست اگر ملک دین گرفته صفا

به صبر ، گلبن اسلام را دهد رونق

به صلح ، کفر معاویه را کند افشا

بحق حق که اگر آن ثبات و صبر نبود

نبود نهضت خونین روز عاشورا

اگر به دیده تحقیق بنگری بینی

که صلح اوست بنای قیام کرب و بلا


ادامه نوشته

امام حسن مجتبی علیه السلام-رباعی ولادت

زیبا گل باغ سرمدی می آید

مرآت جمال احمدی می آید

شادند تمام خلق عالم زیرا  

 یک دسته گل محمدی می آید

***

آلاله تمام بدنش را بوسید

آئینه نگاه کردنش را بوسید

لبخند علی و فاطمه دیدن داشت

 وقتی که پیمبر حسنش را بوسید