حسن لطفي-شب عاشورا-زبان حال حضرت زينب سلام الله عليها
بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت
تنها به روی سینه صحرا نبینمت
امشب بیا که بوسه زنم بر گلوی تو
شاید بمیرم از غم وفردا نبینمت
می ترسم از نگاه به گودال آن طرف
دارم دعا به زیر لب آنجا نبینمت
غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد
من نذر کرده ام که به نی ها نبینمت
امشب برای من تو دعا کن که شام بعد
بی سر به روی دامن زهرا نبینمت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 2:24 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم