سید محمد جوادی-حضرت علی اصغر علیه السلام-مرثیه
به روی دست پدر، بال و پر کبوتر زد
سرش جدا شد و امّا دوباره پرپر زد
هنوز گرم سخن بود امام عاشورا
که تیر آمد و بوسه به حلق اصغر زد
یکی نگفت که آخر گناه کودک چیست؟
یکی نگفت که از او چه منکری سر زد
رسید مادر و زخم گلوی او را دید
نشست بر سر خاک و ز غصّه بر سر زد
پرید روح علی و به دامن زهرا
نشست و خنده کنان جرعه ای ز کوثر زد
گلو دریده ولی عاشقانه می خندید
چه تیرها که ز خنده به قلب لشگر زد
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:27 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم