مصطفی متولی-حضرت علی اصغر علیه السلام-مرثیه
وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد
مادر به جای آب، ز شرم تو آب شد
بیهوده پا به سینه ی من می زنی مکوش
پیش لبان خشک تو دریا سراب شد
مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات
امّا لبم ز تاول رویت کباب شد
وقتی عمود خیمه ی عباس را کشید
گفتم رباب خیمه ی عمرت خراب شد
از چشمهای حرمله پیداست فکر چیست
مادر دعا نکرده ای و مستجاب شد
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:21 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم