زره پوشیده از قنداقه، بی شمشیر می آید

شجاعت ارث این قوم است، مثل شیر می آید


به روی دست بابا آسمان ها را نشان كرده

چقدر آبی به این چشمان بی تقصیر می آید!


زبانش كودكانه است و نمی فهمم چه می گوید

ولی می خوانم از چشمش كه با تكبیر می آید


به چیزی لب نزد جز آه از لطف ستم، اما

نمی دانم چرا از دست دنیا سیر می آید!


جهانی را شفاعت میكند با قطره ی اشكی

كه از چشمش تو گویی آیه ی تطهیر می آید


چه زخمی خورده آیا بر کجای طفل شش ماهه!؟

كه با خون دارد از این زخم بوی شیر می آید!

***

بخواب ای كودكم، لالا...، كه سیرابت كند دشمن

بخواب ای كودكم، لالا...، كه دارد تیر می آید