از روز ازل عاشق و شیدای حسینیم

ما گریه کنان غم عظمای حسینیم


ما غرق عزاییم به ما خرده نگیرید

ما چله نشین شب یلدای حسینیم


ما همره این قافله ی پر غم و پر آه

تا شام رسیدیم  وَ در پای حسینیم


لبخند در این ماه به لب را ندارد

گر سینه زن زینب کبرای حسینیم


ما گوش ندادیم به جز قصه ی عشقش

مستیم اگر مست زآوای حسینیم


فردای قیامت که همه در پی یاراند

در محضر ارباب  به غوغای حسینیم


در پای رکاب پسرش روز ظهورش

هستیم ، گر امروز مهیای حسینیم