خورشيدي و مدح تو از اين ذره روا نيست

سلطاني و دم از تو زدن كار گدا نيست


الفاظ ، توانايي مدح تو ندارند

تشبيه غزلهاي من اي دوست رسا نيست


مداحي تو از سر اخلاق چه زيباست

مداحي تو كار دل اهل ريا نيست


ديدار كجا مي طلبد ديده ي بي اشك

آن ديده كه خشكيده بود اهل لقا نيست


گر عمر ابد يافته خضر از كرم توست

از كوثر عشقت بود از آب بقا نيست


يادت رود از خاطر آشفته ي آنكه

در سينه ي او ياد امام و شهدا نيست


هر گوشه ي عالم كه روم نور تو دارم

آن دل كه شده خانه ي تو از تو جدا نيست


سوگند به تو در همه ي دهر شميمي

خوشتر ز نسيم سحر كرببلا نيست