زبان حال حضرت زهرا سلام الله علیها با امیرالمومنین علیه السلام

بسان شمع سحرگاهی، از وجود من یک نفس مانده
تماشا کن از کبوتر تو، مشت بال و پری در قفس مانده 

چنان شمعی رو به طوفانم
حلالم کن ای علی جانم،
حلالم کن ای علی جانم.

دگر خورده تیشه بر ریشه،  دست باد خزان کنده بنیانم
اگر چندین زحمتت دادم، یک شب دیگر بر تو مهمانم

چنان شمعی رو به طوفانم
حلالم کن ای علی جانم،
حلالم کن ای عل جانم.

به عشق تو پشت در رفتم، کوچه ها دیدم، ناله ها کردم
تو را بیش از هر کس دیگر، در نماز شب، من دعا کردم 

چنان شمعی رو به طوفانم
حلالم کن ای علی جانم،
حلالم کن ای علی جانم. 

در این خانه نیمه عمرم را، با تو بشکفتم، با تو پژمردم
ز حالم تا با خبر نشوی، ناله هایم را، در گلو بردم

چنان شمعی رو به طوفانم
حلالم کن ای علی جانم،
حلالم کن ای عل جانم


به سبک: اباصالح کربلا رفتی نینوا رفتی یاد ما هم باش