شبی كه مطلع مهر از، طلوع زینب بود

فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

هزار رود نواگر ز كوثر و تسنیم

روان به خانه ی زهرا، به بوی زینب بود

هزار چشمۀ خورشید، از كرانۀ شب

دمیده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه بار لب مرتضی به باغ دعا

ستاره ریز دم مصطفی، به یا رب بود

شراب نور ز خمخانۀ سحر، جوشید

كه جام سرخ شقایق، ز می لبالب بود

اگر چه "زین اب" و را نهاد نام، رسول

خدای داند، كاو زینب "ام و اب" بود

زنی به همت و مردی، به مردمی سوگند

پس از حسین، سپهدار عشق، زینب بود