حبیب الله چایچیان-امام رضا علیه السلام-شهادت
من كه از زهر جفا پاره شده اين جگرم
كنج اين حجره بياد غم ديوار و درم
دركجايي زمدينه توبيا اي مادر
تاببيني كه فتادست براين دل شررم
تشنه وبي كس وتنها چو به خود مي پيچم
گربيايي بگذارم به قدوم تو سرم
بارها از اثر زهر چوخوردم به زمين
ياد آن كوچه بسوزاند همه برگ وبرم
گه به خاك افتم وگه خيزم وگه ناله كنم
گاهي ازغصه بگويم كه كجايي پسرم
زهر مأمون بخدا كارمرا ساخته است
گشته راحت دگر آماده زبهر سفرم
من تأسي كنم ازتشنه لبي برجدم
تشنه لب ميدهم اين جان به ره دادگرم
گركه شد حجره ي من قتلگهم يا الله
ديگر از داغ پسر خم نشده اين كمرم
پاره هاي جگرم هديه كنم از (حسان)
من براين هديه ناقابل خود مفتخرم
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 1:35 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم