مشفق کاشانی-اربعین حسینی علیه السلام
ساربانا ز اشتران بگشای بار
لحظهای ما را به حال خود گذار
اینکه بینی سرزمین کربلاست
خاک او آغشته با خون خداست
در حریم قدسی صحرای دوست
بشنو این گلبانگ، این آوای اوست
نی نوا، در نینوای راستین
مویهها دارد ز نای اربعین
ناله آتش بال در پرواز بین
همطراز آه گردون تا زمین
اشک میریزد ز چشم کائنات
در عزای تشنه کامان فرات
آن بلا جویان که تا بزم حضور
راه پیمودند با سامان نور
رایت توحید از اینان پایدار
ماند و میماند به دور روزگار
گر فرات اینجا چو دریا خون
گریست
نی عجب، خورشید برهامون گریست
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 1:25 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم