علی انسانی-حضرت زینب سلام الله علیها-کوفه تا شام-نوحه
فلک بر عمّه ی سادات، جسارت کی
روا باشد
که هجده مَحَرم زینت، به روی
نیزه ها باشد
واویلا آه و واویلا، واویلا
آه و واویلا
بگو آیینه ی رویت، چرا
خاکستری رنگ است
پذیرایی ز مهمانان، در این
مهمانسرا سنگست
واویلا آه و واویلا، واویلا
آه و واویلا
دلم سوزد که لب تشنه، سرت از
تن جدا کردند
عزیز جان من دیدی، تو را از من
جدا کردند
واویلا آه و واویلا، واویلا
آه و واویلا
مُپرس از من چه سان کوفه، ز
ما کرده پذیرایی
چو ماهِ نُو خمیدم من، شده زینب
تماشایی
واویلا آه و واویلا، واویلا
آه و واویلا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:32 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم