صوت قرآن تو صبرم را ربود از دل،حسین

زآن سبب سر را زدم بر چوبه محمل،حسین

من ز طفلی بر سر دوش نبی دیدم تو را

از چه بگرفتی کنون بر نوک نی منزل ، حسین

اين تويي بالاي ني اي آفتاب فاطمه

يا شده خورشيد گردون بر زمين نازل،حسين

مي خورد بر هم لبت گويي تكلم مي كني

گاه با من، گه به طفلان ،‌ گاه با قاتل،حسين

اي هلال من ! زبس در خاك و خون پوشيده اي

ديدنت آسان ،‌شناسايي بود مشكل،حسين

اختيار ديده را پاي سرت دادم ز دست

ترسم از اشكم بماند كاروان در گِل،حسين

با تنت در قتلگه بنشسته جانم در عزا

با سرت بر نوك ني ،‌اُلفت گرفته دل،حسين

با تمام دردها و غصه ها و رنج ها

نيستم آني ز طفل كوچكت غافل،حسين

هر چه پيش آيد ، خوش آيد ، سينه را كردم سپر

با اسارت نهضتت را مي كنم كامل،حسين

سوز و شور ميثم بي دست و پا را كن قبول

گر چه شعرش هست در نزد تو نا قابل،حسين