علیرضا قزوه-حضرت عباس علیه السلام-مرثیه
در مشک تشنه، جرعه ی آبی هنوز هست
اما به خیمه ها برسد با کدام دست؟
برخواست با تلاوت خون، بانگ یا اخا
وقتی «کنار درک تو، کوه از کمر شکست»1
تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت
سنگی زدند و کوزه ی لب تشنگان شکست!
شد شعله های العطش تشنگان، بلند
باران تیر آمد و بر چشم ها نشست
تا گوش دل شنید، صدای (الست) دوست
سر شد (بلی)ی تشنه لبان مِی الست
ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد
پیمانه پر کنید، هلا عاشقان مست
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:21 توسط عبدالزهرا
|
بسم الله الرحمن الرحیم