تنت شد زینت صحرا قاسم

از این غم خون شده دلها قاسم

تو زنده بودی و رفته تن تو

به زیر سم مرکبها قاسم

--------------------------------

منی کز باغ شادی گل نچیدم

چو از میدان صدایت را شنیدم

به جانم آتش افتاد آن دمی که

تنت را زیر سم اسب دیدم