يد موسي و مسيحائيِ عيسی دارد

نفس تيغ كفش معجز احياء دارد

حسني زاده ولي ابن حسينش گويند

اين حسيني حسني رزم تماشا دارد

ضربه اي مي زند و هيمنه ها مي شكند

" قاسم " بن الحسن اسمي كه مسمي دارد

اين پسر آينه حُسن حسن بود و شكست

پس حسن در همه كرب و بلا جا دارد

عسل سرخ ز كنج لب او مي ريزد

لعل شيرين و لب و شور معما دارد

تاك بود و به مصاف تبر و داس كه رفت

سرو برگشت ، قدي هم قد آقا دارد

صورت و سينه تو ...، پهلو و بازوي علي...

چقـَـدَر كرب و بلا حضرت زهرا دارد