خیمه زد تا که محرم به عزای تو حسین
در سر مرد و زن افتاد هوای تو حسین
باز با یاد لب تشنه ات ای چشمه فیض
اشک در دیده زند موج برای تو حسین
تو که محبوبتری از همه محبوبتران
در رگت موج زند خون خدای تو حسین
ای همه هستی  خود کرده فدای اسلام
هستی امت اسلام فدای تو حسین
هر رسولی که به هر مهلکه از پای نشست
دست افکنده به دامان ولای تو حسین
یاورانت همه آیینه ی مهرت بودند
آه بشکست ز سنگ آینه های تو حسین
اگر افتاد لوای تو به خون ، روز نبرد
آه هر سوخته جانی است ، لوای تو حسین
هست بوسیدن و بوییدن رخسار غلام
بهترین خاطر کرببلای تو حسین
بیشتر از همه خسران ببرد روز جزا
هر کسی سر نکند عمر به پای تو حسین
منگر ای دوست « موید » که بود حالش چیست ؟
اینقدر هست که سوزد به عزای تو حسین