بی تاب شده پیكرش از شعله‌ی كینه

آتش ، گل كرد ، در باغِ سینه

از سوزِ جگر آهِ غریبانه كشیده كشیده

جان بر لبش از شدّت اندوه رسیده رسیده

پرپر شده باغِ امیـدش

كرده غم دلدار  شهیدش

بی تاب و تب ، جان به لب ، حضرت باقر

******

خون شد دلش از خاطره‌ی تلخ اسارت

غربت ، حسرت ، سیلی ، جسارت

همراه سه ساله پی دلدار دویده دویده

در كنج خرابه ز لبش لاله چكیده چكیده

بی­تاب شده در دل شب

با گـریة جانسـوز زینب

بی تاب و تب ، جان به لب ، حضرت باقر


برای دریافت سبک کلیک کنید